سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦
دست به دعا برداشت و گفت:
«پروردگارا! خاندان ياسر را بيامرزو بيگمان چنين كرده اى.» «١» سُميه مادر عمّار بارها مورد شكنجه مشركان قرار گرفت، ولى از اسلام دست بر نداشت، و در برابر شكنجه ها سرسختانه مقاومت مىكرد، تا اينكه روزى ابوجهل بر او گذشت و با ضربه خنجر او را به شهادت رساند. «٢» و بدينگونه سُميّه نخستين شهيد اسلام گشت «٣» ياسر پدر عمار نيز دراثر شكنجههاى دشمنان اسلام جان سپرد. «٤» «عبداللّه بن ياسر» برادر عمّار نيز پس از تحمّل شكنجه هاى زياد، در اثر تيرى كه دشمن به وى زد به شهادت رسيد «٥» عمّار در قرآن جمعى از قريش از كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گذشتند، در حالى كه «صُهَيْبْ»، «عمّار»، «بلال»، «خَبّاب» و امثال ايشان، از مسلمانان كم بضاعت، در حضور آن حضرت بودند. مشركان با مشاهده اين صحنه گفتند:
«اى محمّد! آيا از ميان جمعيت به همين افراد دل بسته اى؟ آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما برگزيده؟ آيا پيرو آنها باشيم؟ هر چه زودتر آنها را از خود طرد كن، شايد ما به تو نزديك شويم. و از تو پيروى كنيم.» در آن حال اين آيه نازل شد: