سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
عليه و آله صورت گرفت، تخمين و برآورد ميزان خرماى يهوديان اهل خيبر و وصول ماليات از آنان بود. يكبار موقعى كه عبداللّه جهت انجام اين مأموريت بهخيبر رفت، ميزان خرما را چهل هزار بار شتر برآورد كرد. يهودى ها انتظار داشتند كه عبداللّه را با تطميع از اين تخمين منصرف سازند. به همين منظور، مقدارى از زر و زيورهاى زنان را جمع كردند و به او گفتند:
اينها از آن تو باشد به شرط اينكه در تخمين ميزان خرماها و تقسيم آن بيشتر گذشت كنى.
عبداللّه درپاسخ گفت:
اى گروه يهود با اينكه شما در نظر من بدترين خلق خدا هستيد، در عين حال اين امر سبب نمى شود كه من نسبت به شما ستم و اجحافى روا دارم.
يهوديان چون اين قاطعيت و صلابت در رأى را از عبداللّه مشاهده كردند، گفتند:
«بِهذا قامَتِ السَّمواتُ وَ الْأَرْضُ» «١» يعنى در مقابل اين دادگرى و عدالت است كه آسمان و زمين پابرجا و استوار باقى مى ماند.
سرّيه عبداللّهبن رواحه شخصى يهودى به نام اسَير بن رزام، كه از دشمنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود، در خيبر، قبيله بنى غطفان رابر پيامبر (ص) مى شوراند و در نظر داشت كه به مدينه حمله كند.
در ماه شوّال سال ششم هجرت «٢» پيامبر اسلام (ص) عبداللّه بن رواحه را