سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
گيرى بهتر، مقدارى عقب نشينى كرده و در سرزمين «موته» كه موقعيت خوبى داشت مستقر شدند. فرمانده لشكر اسلام «جعفر بن ابيطالب» نيروهاى تحت امر خود را جهت شروع عمليات، سازماندهى و دسته بندى كرد و فرمانده هر دسته را مشخص نمود وقتى جنگ آغازشد، جعفر، هم فرماندهى و هدايت نيروها را به عهده داشت و هم به صورت رزمنده اى دلير، وارد عمل شده بود. از رجزها و حماسه هايش هنگام حمله، شجاعت روحى او و ايمان استوارش مشخّص است از جمله اينگونه مى گفت:
«خوشحالم كه بهشت موعود و پر از نعمت و پاكيزه، نزديك شده و نابودى «روم» هم كه به آئين توحيد، كفر ورزيده و علايق و ارتباط آنان از ما دور گرديده است، نزديك است. من مصمّم هستم كه هر موقع با آنان روبرو شدم، ضربت خود را بر آنان وارد سازم.» «١» شهادت فرماندهان لشكر اسلام در درگيريهاى شديد جنگ «موته» فرمانده اوّل، جعفر بن ابيطالب، رشادتهاى بزرگى نشان داد. هنگامى كه در محاصره دشمن قرار گرفت و خود رادر آستانه معراج شهادت ديد، از اسب پياده شدو براى اينكه دشمن از اسب او استفاده نكند آن را پى كرد و از كار انداخت و پياده با دشمن جنگيد تا اينكه دست راستش قطع شد. براى اينكه پرچم رسول اللّه بر زمين نيفتد، آن را به دست چپ گرفت. دست چپ او هم قطع شد. علم را با بازوان خود افراشته نگه داشت تا اينكه با جراحات بسيار به شهادت رسيد. نقل شده كه: ميان دوشانه جعفر نشان هفتاد و دو زخم شمشير يا نيزه يافتند. «٢»