سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٢
گوئى بر گله گوسفندان حمله مى كند. دشمنان چنان او را در حلقه محاصره خود گرفته بودند كه گفتند: حباب كشته شد، اما او در حالى كه شمشير در دستش بود آشكار شد، دشمن از گِرد او پراكنده شد و حباب شروع به حمله كرد.
به هر گروه كه حمله مى كرد، به سوى مجموعه هاى ديگر مى گريختند. پس از اين رزم نمايان حباب نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت. در آن روز حباب با دستار سبزى كه در زير كلا هخود بر سرخودبسته بود مشخص و نمايان بود. «١» فرمانده ميسره در احُد يكى از اصولى كه درزندگى نظامى واجد اهميت حياتى است و در حقيقت سرنوشت ساز به شمار مى آيد، پيروى واطاعت مطلق و دقيق افراد تحت امر از فرمانهاى مقامات ارشد است. روح انضباط نظامى ايجاب مى كند كه دستورات فرماندهى مو به مو اجرا شود. افراد نبايد از پيش خود و با استدلال هاى خود ساخته ازاجراى فرامين مقامات بالا سرپيچى كنند، هر چند كه اين نافرمانى و عدم اطاعت، از روى حسن نيت انجام گرفته و هيچگونه قصد سوء و خيانتى دركار نباشد.
رسول خدا صلى الله عليه وآله در احد فرماندهى قلب سپاه توحيد را به حمزه سيد الشهداء، و فرماندهى ميمنه را به اسَيْد بن حُضَير داد، و ميسره را به عهده حُباب بن مُنْذر واگذار كرد. «٢» رسول خدا صلى الله عليه و آله همچنين عبدالله بن جبير انصارى را به فرماندهى پنجاه تير انداز ماهر، در تنگه عينين، «٣» واقع در پشت سر سپاه