سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
عليهماالسّلام، سوّمين كسى بود كه پس از بعثت حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله به رسالت او ايمان آورد. «١» و پشت سر پيامبر خدا (ص) به نماز ايستاد. از همان نخستين روزهاى دعوت اسلام در كنار پيامبر اكرم (ص) قرار گرفت و در سختيها و مشكلات سالهاى نخستين بعثت، يار و ياور آن حضرت بود و لحظه اى او را در مقابل مشركان، تنها نگذاشت و از خود پايدارى بسيار نشان داد، چنان كه از چهره هاى برجسته در ميان مسلمانان شد.
براى نمونه در سفر پيامبر اكرم (ص) به طايف، هنگامى كه جوانان طايف حضرتش را مورد آزار و اذيت قرار دادند و بر او سنگ زدند زيد از پيامبر اكرم (ص) دفاع كرد و خود را سر بلاى پيامبر (ص) قرار داده، سنگها را به جان خريد، بطورى كه سرش چندين شكاف برداشت. «٢» ازدواج زيد با زينب پيامبر (ص) به خاطر علاقهاى كه به زيد داشت، زينب «٣» دختر عمّه خود رابه ازدواج او درآورد. زينب با زيد سرناسازگارى گذاشت و موقعيت نسبى و قبيله اى خود رابه رخ زيد مى كشيد. زيد جريان رابه پيامبر گزارش داد و اجازه طلاق خواست. پيامبر بسيار كوشيد كه اين ازدواج به هم نخورد. از اين رو زيد را به ادامه زندگى راضى نمود. امّا بار ديگر و بار سوّمى نيز زيد از پيامبر اجازه خواست كه او را طلاق دهد. جبرئيل، نازل شد و فرزند خواندگى را ملغا اعلام كرد و از پيامبر خواست كه در اجراى حكم الهى از مردم واهمه نداشته باشد و اجازه دهد كه زيد، زينب را طلاق دهد و پس از سپرى شدن مدّت لازم او را به ازدواج خود درآورد، زيرا خدا زينب را به ازدواج پيامبر درآورده است.