سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٤
٤. سخنى را مگوى كه فردا عذر آن خواهى.
٥. آنچه براى خودت دوست مىدارى براى برادر مومنات هم دوست بدار. «١» رسول خدا فرمود:
براى مسلمان جايز نيست بيش از سه شب با برادر مؤمنش قطع رابطه و قهر كند و با هم كه برخورد مى كنند اين از او و او از اين رو بر تابد و بهترين آن دو، كسى است كه نخست سلام كند. «٢» پشت سر پيغمبر شما نماز نخواندم مگر آنكه شنيدم در هنگام اتمام نماز مى فرمود، خداوندا لغزشها و تمام گناهان مرا بيامرز، خداوندا به من نعمت عطا كن، زنده ام بدار و روزيم ده وبه كارهاى پسنديده و رفتار نيكو هدايتم كن زيرابه اعمال پسنديده هدايت نمى كند مگر تو، و از اعمال زشت باز نگرداند مگر تو. «٣» روزى دو نفر در مدينه به خانه ابو ايوب آمدند و در گفتگويى كه پيش آمد، ابو ايوب به آنان گفت:
«همانا به خدا سوگند كه در همين خانهاى كه شما در آن هستيد، روزى به جز رسول خدا (ص) و على (ع) و من كه ميان آن دو ايستاده و انَسْ كس ديگرى نبود. در به صدا آمد رسول خدا (ص) فرمود: «اى انس چه كسى دم در است؟» انس خارج شد ونگاه كرد و بازگشت و گفت: «عماربن ياسر» است پيامبر به او فرمود: «در را براى عمار خوب و پاك باز كن».