سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٢
دعاى پيامبر (ص) به ابوايوب روزى چند تار موى شريف پيامبر بر روى زمين افتاد، ابو ايوب خم شد و آن تار موى را از روى زمين برداشت پيامبر نيز كه اين عمل را از ابو ايوب مشاهده كرد درباره اش اينطور دعا كرد:
«اى ابو ايوب، بدى و زشتى به تو نرسد! و تمام بدى هاى ظاهرى مانند: مرگ و اسارت و زندانى شدن در ذلت، بيماريهاى خوار كننده مانند: جزام، برص و غيره. وهمچنين تمام بديهاى معنوى مانند:
لرزش در ايمان، ويرانى عقيده و بى دينى از تو دور باشد. «١» رسيدگى ابوايوب به پيامبر (ص)
در مدت اقامت پيامبر در خانه، ابو ايوب كمر به خدمت آن حضرت بست و به پيامبر خدا بسيار رسيدگى كرد، بطورى كه آب آشاميدنى از چاه «ابى أنس» و «مالك بن نضر» مىآورد. «٢» تا اينكه پيامبر مسجد و خانه خود را بنا كرد و از خانه ابو ايوب به آنجا نقل مكان كرد.
«ام سلمه» همسر پيامبر (ص) مى گويد:
كسانى از انصار نسبت به رسول خدا (ص) بيشتر نيكى مى كردند. از آن جمله ابو ايوب انصارى بود و اين بخاطر همسايگى نزديك آنان با رسول خدا بود و روزى نمى گذشت مگر آنكه يكى از آنان هديهاى خدمت آن حضرت تقديم مى كرد و پيامبر هر كجا بود، چنين بود. «٣» هديه ابوايوب به پيامبر (ص)
هنگاميكه از ازدواج حضرت فاطمه سلام اللّه عليها با حضرت على