سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٤
خود و ولايت عامّه منصوب نموده بود، دست بيعت به سوى ديگران دراز كنند، و ديگرى را بر مسند خلافت ببينند. «١» اين بود كه وقتى ابوبكر وعمر به نفع خود تبليغ مى كردند، و سعى داشتند كار را به سود خود تمام كنند، نخستين كسى كه پرچم مخالفت با آنان را برافراشت، حباب بن منذر بود. او برخاست و خطاب به انصار چنين گفت:
اى گروه انصار، زمام كار خويش رابه دست خود گيريد، كه مردم در زير سايه شما و در پناه شما به سر مى برند، و هيچكس جرأت مخالفت با شما را ندارد، و مردم از رأى و نظر شما پيروى مى كنند.
شماييد اهل عزت و ثروت و نيرومندى و تسخير ناپذيرى و تجربه و دليرى و كمك رسانى، مردم نگران عملكرد شما هستند، با يكديگر اختلاف نكنيد كه رأيتان تباه مى شود، و كارتان سست مىگردد، اگراين گروه جز آنچه را كه شنيديد نپذيرفتند، پس از ما اميرى باشد و از ايشان اميرى.
عمر گفت:
هيهات! دو شمشير در يك غلاف جاى نمىگيرد «٢»، به خدا سوگند عرب راضى نخواهد شد كه امارت به شما برسد در حالى كه پيامبر از غير شماست، ولى عرب مخالفتى ندارد كه رياست را به گروهى