سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
آثار هجرت با آنكه امكان ماندن در مكّه براى جعفر بن ابيطالب فراهم بود ليكن به فرمان رسول خدا (ص) و به منظور اعتلاى اسلام و آئين توحيد، همه خطرها را پذيرفت و با مديريت و رهبرى خردمندانه خويش امور مسلمانان مهاجر را به خوبى اداره كرد و با توطئه هاى قريش مقابله نمود و مشركان را به ترس و هراس بيشتر گرفتار ساخت و در پايگاه جديدى كه براى اسلام به وجود آمده بود پادشاه حبشه و كشيشان آن ديار را تحت تأثير قرار داد و آنان را شيفته اسلام و پيامبر عظيم الشّان گردانيد. آنچه از رفتار و سخن جعفر در هجرت مى آموزيم، ثبات در عقيده همراه با دورنگرى، صداقت در رفتار و گفتار، مشورت با ياران و اعتماد كامل به سخنان رهبر- يعنى حضرت محمد بن عبداللّه صلى اللّه عليه وآله وسلم است.
در پرتو همين خصلتهاى نيكو بود كه او توانست پكپارچگى ميان مهاجرين را حفظ نموده و با تأئيدات الهى ايشان را از شرّ ستمكاران مصمون بدارد.
فرمانده نبردِ مُوته با گسترش اسلام و برقرارى امنيت نسبى در حجاز، در سال هشتم هجرى، پيامبر (ص) حارث بن عمير ازدى را به منظور دعوت «پادشاه بصرى» به اسلام، با نامه اى روانه ساخت، فرماندار نواحى مرزى شام به نام «شرحبيل» سفير پيامبر را در نواحى موته گرفته و به وضع فجعيى به شهادت رساند. چون خبر به گوش رسول خدا رسيد فرمان آماده باش داد و در لشگرگاه مدينه براى نيروى سه هزار نفرى مسلّح مسلمانان سخنرانى كرده و آنان را به جهاد با دشمنان اسلام و دعوت آنان به دين خدا فرا خواند. در ضمن، دستورات لازم را هم نسبت به رعايت اصول انسانى در برخورد با راهب ها و دير نشينان و زنان و كودكان و پيران ناتوان و عدم تعرّض به آنان گوشزد فرمود كه جزء اصول جنگ در اسلام است. «١»