سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٢
بياموزد كه اصحاب پيامبر بايد در زندگى روش زاهدانه اى را در پيش بگيرند و اگر در اين راه فقرى هم به آنان رسد مانند پيامبر آن راتحمّل كنند و نه همچون طلحه و زبير و ديگر زراندوزان و اشراف خود را تافته جدا بافته اى از مردم بدانند و انتظارات نابجا از حكومت حضرت على (ع) داشته باشد.
پيشگويى پيامبر (ص) درباره ابوايوب با شروع جنگ صفين، ابو ايوب به همراه امام به سوى نبرد با دشمن حركت كرد در راه، قبيله ازْدْ او را ديدند كه مسلح به طرف دشمن در حال حركت است افراد ازد كه از ديدن صحابى بزرگ پيامبر ذوق زده شده بودند شتر پروار شده اى رابه رسم هديه همراه شخصى نزد او فرستادند آن شخص نزد ابو ايوب آمد، سلام كرد و گفت:
«اى ابو ايوب خداوند تو را به يارى پيامبر خود و ميهمان شدن حضرت در خانهات بزرگ و گرامى داشت و اكنون تو را مىبيينم كه شمشير بدست آمده اى و مى خواهى با گويندگان لااله الاالله بجنگى «١» چگونه است كه يكبار با گروه (ناكثين) و بار ديگر با اين گروه (قاسطين) مى جنگى؟» ابوايوب به آنان گفت:
«اين سخنان چيست كه بر زبان مى رانيد هرگز پيامبر به پيروانش دروغ نمى گويد. «حضرت به ما سفارش فرمود همراه على (ع) با ناكثين بجنگيم. «٢» با آنان جنگيدم و سفارش فرمود با قاسطين «٣»