سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٨
ابوايّوب به همراه تعدادى از ياران پيامبر (ص) برخاستند (٦ تن ازمهاجر و ٦ تن از انصار) و او رابه خداترسى و تقوى فرا خواندند و بااو سخن گفتند وابوايّوب كه خود ازبزرگان انصاربود خطاب به مردم گفت:
اى گروه قريش آيا نشنيدهايد كه خداوند متعال فرمايد:
«انَّ الَّذينَ يَاْكُلُونَ امْوالَ الْيَتامى ظُلْماً انَّما يَاْكُلُونَ فى بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً» «١» آنانكه اموال يتيمان رابه ستم مى خورند همانا در شكم خود آتش فرو مىبرند و بزودى به دوزخ خواهند رفت.
و همچنين مى فرمايد:
«انَّا اعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً احاطَ بِهِمْ سُرادِقُها» «٢» ما براى ستمكاران آتش مهيّا ساخته ايم كه شعله هاى آن مانند خيمه هاى بزرگ، گرد آنان را احاطه كرده است.
پس از سخن مردمى پرهيز كنيد كه ديروز سخن پيامبرشان را شنيدند و امروز به خاندان او خشم كردند.
در شوراى رهبرى بعد از كشته شدن عثمان لحظات بسيار حساسى بود و چشم مردم به اصحاب و بزرگان انصار و مهاجر دوخته شده بود تا ببينند آنان چه كسانى رابراى رهبرى آينده جامعه اسلامى پيشنهاد مى كنند. اما ديگر احتياج به مشورت نبود. مردم اكنون با رفتن ابرهاى جهل و غفلت از برابر ديدگانشان، تابش خورشيدى را مى ديدند كه تاآن هنگام از گرمى هدايتش محروم بودند از اين رو