سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٣
خليفه راهشدار دادند و درنامهاى به او، بدعتهاى او را شمرده و او را از عقاب پروردگار ترسانيدند وبه او فهمانيدند كه اگر دست از كارهاى خلافش برندارد بر او خواهند شوريد.
عمار نامه راگرفت ونزد خليفه آمد ونامه را برايش خواند ولى عثمان باوضع بدى باعمار رفتار كرد وتغييرى در روش خود نداد. «١» امامقداد تا آخر عمرخود همواره باروش او مبارزه كرد وهرگز درنماز به او اقتدا نكرد واو رابه لقب «اميرمومنان» نخواند. «٢» مقداد از ماست جوانمردى، فداكارى واستقامت در راه دين، ازهمان عصر رسول اكرم (ص) از چهره تابناك مقداد پيدا بود، رسول گرامى اسلام كه باديده واقع بين خود به خوبى مقداد را شناخته بود و مى دانست مقداد تا آخرين لحظات عمر وفادار به اسلام وپيروان راستين آن باقى خواهند ماند درحق او جملهاى فرمود كه اگر هيچ فضيلتى را درتاريخ براى مقداد نيابيم، همين جمله كه دريايى از مطالب درآن نهفته است براى او كافى است:
امام باقر عليه السلام فرمود:
«روزى جابربن عبدالله انصارى درباره سلمان، ابوذر، عمار و مقداد از رسول خدا (ص) سئوال كرد، حضرت در مورد هريك از آنان مطالبى فرمود، تا آنكه در باره مقداد چنين فرمود: مقداد از ماست، خداوند دشمن است باكسى كه دشمن اوست، دوست است باكسى كه دوست اوست.
جابر مىگويد: از رسول اكرم (ص) درباره حضرت على (ع) پرسيدم،