سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
در اين هنگام مقداد و شخص ديگرى براى آنكه بتوانند خود را به مسلمانان برسانند از فرصت استفاده كرده، اسبهاى خود را حركت دادند و از سپاه كفار گريختند و به لشكر اسلام پيوستند. «١» در اين سريه پس از درگيرى مختصر، سپاه قريش فرار را برقرار ترجيح داد و با شتاب تمام به سوى مكه گريخت مسلمانان با مشاهده اوضاع خوشحال شده و اين حادثه را پيروزى بزرگ شمردند، و ديگر بدنبال آنان نتاختند وبه سوى مدينه برگشتند. «٢» به اين ترتيب مقداد همراه مسلمانان به مدينه آمد و در واقع هنگام مراجعت سپاه براى پيامبر اكرم (ص) دو خبر خوش بود: يكى آنكه مسلمانان با پيروزى بر گشته اند ديگر اينكه مقداد و همراهش با نقشه اى عالمانه خود را از چنگ مشركان نجات داده و به مسلمانان پيوسته اند.
مقداد وقتى كه از مكه به مدينه مهاجرت كرد درخانه كلثوم بن هدم منزل گزيد. «٣» مقداد مى گويد:
هنگاميكه به مدينه وارد شديم، رسول اكرم (ص) ما را به گروههاى ده نفرى تقسيم كرد، من در ميان آن ده نفرى بودم كه همواره با پيامبر اكرم (ص) همنشين و همراه بودند ما در آن وقت به جز يك گوسفند كه از شيرش استفاده مى كرديم چيز ديگرى نداشتيم. «٤» پيامبر اكرم (ص) در جريان اجراى عقد اخوّت ميان مهاجرو انصار بين مقداد و عبداللّه بن رواحه، عقد برادرى خواند «٥» و با در نظر گرفتن اين مطلب