سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤
در مواضع احراب مشرك قرار دارند. آيا آن لشكر و افرادش را مى بينى؟ به خدا سوگند دوست داشتم همه كسانى كه در ارودگاه معاويه گرد آمده اند و با ما سر جنگ دارند يك تن بودند و من سر آن يك تن را مى بريدم و قطعه قطعه مى كردم. به خدا ريختن خون همه آنها از ريختن خون گنجشك حلالتر است. آيا تو خون گنجشك را حرام مى دانى؟ گفت: نه، بلكه حلال است. (عمّار) گفت: آنان نيز خونشان حلال است. آيا اكنون شبهه ات را از دلت زدودم؟ گفت: آرى حقيقت را برايم روشن ساختى راوى مى گويد آن مرد روانه شد، عمّار وى را به حضور خود خواند و به او گفت:
«آگاه باش كه آنان چنان با شمشير ما را بزنند، كه باطل گرايانِ شما را به شك اندازند كه بگويند: و اگر اينان بر حق نبودند بر ما پيروز نمى شدند؟ به خدا آنان به اندازه خاشاكى كه در چشم مگسى فرو رود از حق بهره اى ندارند. به خدا اگر چنان ما را بزنند تا ما را به نخلستانهاى (دوردست) هَجَر برانند ذرّه اى در حقانيّت خود و باطل بودن آنان ترديد نخواهم كرد.» «١» سخنرانى عمّار در صفين عمّار، اين فرمانده شجاع و آگاه، قبل از عمليّات، به توجيه عقيدتى سياسى نيروهاى تحت امر خود مى پرداخت، وجهت ايجاد انگيزه لازم و رفع هر گونه ابهام، سخنرانى كرده و در اين باره گفت:
«بندگان خدا! به همراه من به سوى گروهى رهسپار شويد كه خونبهاى كسى را مىطلبند كه برخود ستم كرد وبرخلاف فرمان خدا برمردم