سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤
همچنين عمّار در غزوه «ذات الرقاع» (كه در سال چهارم هجرى اتفاق افتاد) حضورى چشمگير داشت. او در يكى از شبهاى بسيار حساس و طوفانى، به همراه «عبّادبن بِشْرْ» نگهبانى نيروهاى اسلام را عهده دار شد، كه به دنبال تير اندازى يكى از افراد دشمن و مجروح شدنِ «عبّاد» عمّار به تعقيب دشمن برخاست و دشمن با شنيدن نام عمّار در تاريكى شب فرار كرد. «١» در سال ششم هجرى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله به پادشاهان نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد، «٢» آن حضرت عمّار را با نامه اى به دربار «ايْهَم بن نعمان غسّانى» (فرمانرواى شام) فرستاد. «٣» عمّار در سال نهم هجرى در جنگ تبوك شركت جست، و در كنار رسول خدا (ص) عليه روميان آماده نبرد شد. «٤» وقتى برخى از منافقان به تضعيف روحيّه نيروها پرداختند گفتند: مگر جنگ با بنى الاصفر (فر زندان زرد- روميها) همانند ساير جنگهاست؟ گويا مى بينم فردا به ريسمانها بسته شده ايد! خبر به پيامبر (ص) رسيد، حضرت به وسيله عمّار براى آنها پيام فرستاد.
(فرمانده آگاه و مدير، هر نوع تهديد و تضعيف عليه نيروهايش را با سرعت و دقّت و شيوه اى مناسب دفع مىكند.) عمّار وقتى سخنان پيامبر (ص) را به آنان رساند، همگى آمدند و عذر خواهى كردند. «٥»