سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
بود، نيمه شب از جاى خود برخاست و راه مدينه را در پيش گرفت و جريان را به عرض پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسانيد. اين دو حادثه دلخراش كه منجر به شهادت سفير اعزامى پيامبر (ص) و سپاه تبليغ گرديد سبب شد كه در ماه جمادى فرمان جهاد صادر گردد. «١» انتصاب عبداللّه به معاونت دوّم فرماندهى به دنبال اين قضايا، تعداد سه هزار شمشير زن در لشكرگاه مدينه به نام «جُروف» گرد هم آمدند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ميان آنها حاضر شد و به ايشان فرمود:
«به آن نقطه اى كه سفير اسلام را كشته اند مى رويد و آنان را مجدداً به آيين اسلام و يكتا پرستى دعوت مى نمائيد، اگر اسلام آوردند، از انتقام صرفنظر مى كنيد و در غير اينصورت از خدا كمك طلبيده و با آنان نبرد كنيد.» پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ادامه سخنانش فرمود:
«اى مجاهدان! فرمانده سپاه، پسر عمّ من جعفر بن ابيطالب است، اگر او آسيب ديد، پرچم را «زيدبن حارثه» به دست خواهد گرفت و لشكر راهدايت خواهد كرد واگر او نيز كشته شد، فرمانده سپاه عبداللّه بن رواحه است. اگر عبداللّه نيز آسيب ديد، خود شما شخصى را به عنوان فرمانده انتخاب كنيد.» «٢» سپس دستور حركت صادر گرديد. رسول خدا (ص) تا منطقهاى به نام «ثنية الوداع» از سپاهيان اسلام مشايعت كرد و آنان را به رعايت تقوى و نيكى درباره مسلمانان توصيه فرمود، از خُدعه و نيرنگ و كشتن كودكان و زنان پيران فرتوت و از بين بردن درختان و ويران ساختن خانه ها برحذر داشت. «٣»