سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
آنگاه براى تسليت گفتن به همسر شهيد، به خانه جعفر رفت و از اسماء همسر جعفر پرسيد:
فرزندان من كجا هستند؟ اسماء فرزندان جعفر، به نامهاى عبدالله، عون و محّمد را به حضور پيامبر آورد. اسماء از محبت شديد و ابراز علاقه پيامبر به فرزندان، متوجّه شهادت جعفر شد و از يتيم نوازى آن حضرت دريافت كه همسرش به لقاى خدا شتافته است، لذا گفت:
«گويا فرزندان من يتيم شدهاند؟!» پيامبر به شدت گريست. آنگاه به دخترش فاطمه فرمود: «غذائى تهيّه كند و تاسه روز از خانواده شهيد پذيرائى به عمل آورد همواره حضرت به ياد جعفربن ابيطالب بود و به ياد او مى گريست.» «١» و مى فرمود:
«سزاوار است گريه كنندگان، بر امثال جعفر گريه كنند. «٢» فرزند بزرگ جعفر، يعنى عبدالله، چنين نقل مى كند:
«هنگامى كه پيامبر (ص) به خانه ما آمد و خبر شهادت پدرم را داد.
فراموش نمىكنم كه آن حضرت چگونه بر سر من و برادرم دست نوازش و مهربانى مى كشيد و در حالى كه از چشمان مباركش اشك به محاسن شريفش جارى مى شد، مى فرمود:
بار خدايا، جعفر به بهترين ثواب اقدام كرد تو هم خانواده اش را به بهترين وجهى كه خاندانى را سرپرستى مى كنى رعايت كن.
سپس فرمود: اسماء آيا به تو مژدهاى بدهم؟