سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
بلافاصله براى شيوه مقابله شوراى نظامى تشكيل دادند، و چيزى نمانده بود كه در نتيجه مذاكرات فرماندهان، طّى نامه و پيك فورى، از پيامبر كسب تكليف كنند ولى «عبداللّه بن رواحه» كه فرمانده سوّم بود؛ بر خاست و در خطابه پرشورى چنين گفت:
«آنچه از آن بيم داريد، همان است كه در جستجوى آن از خانه بيرون آمدهايد يعنى: شهادت در راه خدا، «١» (به خدا سوگند) ما هرگز با دشمن به اتكاى عده، يا اسب و سلاح زياد جنگ نكرده ايم بلكه با اعتماد به اين دينى كه خدا ما را بدان سرافراز كرده است جنگيده ايم. اكنون هم آماده شويد و حركت كنيد. به خدا قسم، به ياد دارم كه در جنگ بدر بيش از دو اسب و در جنگ احد بيش از يك اسب نداشتيم.
به هر حال، جنگ ما خالى از يكى از دو امر نيك نيست. يا بر دشمن پيروز مىشويم و اين همان چيزى است كه خدا و پيغمبرمان وعده كردهاند و وعده ايشان خلاف نخواهد داشت، و يا شهادت در راه خداست كه به برادران خود در بهشت مى پيونديم. و همدم و همراه آنان خواهيم شد. «٢» سخنان موثّر «عبداللّه» تصميم آنان را بر جنگيدن در همان محلّ تعيين شده، قطعى كرد و گفتند: به خدا قسم پسر رواحه راست مىگويد؛ آنگاه رهسپار شدند. «٣» شروع جنگ گرچه روياروئى دونيرو در نقطه اى بنام «شارف» بود ولى قواى اسلام، براى موضع