سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
عمر و بن عاص كه مأموريت خود را شكست خورده يافت سمّى تهيه كرد و با خوراك لذيذى آميخت و براى جعفر فرستاد. جعفر از آن طعام نخورد واز توطئه جان سالم به در برد.
سفيران مشرك با خفت و خوارى به مكّه بازگشتند. «١» پيامبر (ص) در آغاز سال هفتم هجرى و پيش از رفتن به خبير عمر و بن امية ضَمْرى راهمراه نامهاى به حبشه فرستاد واز نجاشى و همراهى او با مسلمانان قدردانى كرد و خواستار بازگرداندن مهاجران حبشه به مدينه شد. بارسيدن فرمان رسول خدا، مسلمانان آماده هجرت به مدينه شدند و نجاشى با فراهم ساختن دو كشتى و تهيه وسائل سفر، ايشان را بدرقه كرد و روانه سواحل حجاز نمود. «٢» چون مهاجرين به مدينه وارد شدند رسول خدا نيز با غنايم بسيار پيروزمندانه از نبرد خيبر به سوى مدينه مى آمد. پيامبر (ص) از شنيدن خبر بازگشت جعفر خرسند شد و دوازده گام به استقبال جعفر رفت. او را در آغوش گرفت و پيشانىاش را بوسيد و فرمود:
«نمى دانم به كدام يك خوشحالتر باشم، به فتح خيبر يا به رسيدن جعفر.» «٣» پس از گفتگوى كوتاه پيامبر (ص) با جعفر، حضرت در كنار مسجد وى را اسكان داد. «٤» و از غنايم فتح خيبر براى او و ديگر مهاجران حبشه سهمى قرار داد، سهم جعفر سالانه پنجاه لنگه خرما مى شد. «٥» پس از گفتگوى كوتاه پيامبر (ص) با جعفر، حضرت در كنار مسجد وى را اسكان داد.