سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٠
او رفت كه به شهادت رسيد و آن يهودى همچنان هماورد مى خواست ابودجانه در حاليكه پيشانى بندش را بسته بود، به نبرد با او پرداخت و در يك حمله برق آسا، هر دو پاى آن يهودى را قطع كرد و پس از آن سرش را بريد و ذره و شمشير او را برداشت و به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. رسول خدا (ص) آنها رابه ابودجانه بخشيد. از آن پس كسى به مبارزه بيرون نيامد و رسول خدا (ص) دستور حمله به دژ را صادر كرد و مسلمانان تكبير گويان در حالى كه ابودجانه پيشاپيش آنان حركت مى كرد داخل دژ شدند، و يهوديان فرار كردند. «١» بر پايه روايتى، حارث را نيز در اين جنگ، ابودجانه به قتل رساند. «٢» و. نبرد وادى القرى هنگام بازگشت به مدينه، در بين راه يهوديان «وادى القرى» متعرض نيروهاى اسلام شدند.
رسول خدا (ص) نخست آنان رابه اسلام دعوت كرد، ولى آنان نپذيرفتند. در همين هنگام، مردى از آنان گام به پيش نهاد و هماورد خواست. زبير به جنگ او رفت و روانه دوزخش ساخت.
مرد ديگرى به ميدان آمد، او را نيز زبير به دوزخ فرستاد. يكى ديگر از يهوديان هجوم آورد. على (ع) او را به قتل رساند. دو جنگاور ديگر حمله كردند كه ابودجانه با هر يك درگير شد و به قتل رساند.
در اين درگيرى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با يهوديان داشت يازده تن از آنان كشته شد. «٣»