سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٩
تا ابو ايوب انصارى و عمار ياسر و ديگر بزرگان امت، حضرت على عليه السلام را به مردم پيشنهاد كردند مورد تأييد و پذيرش عموم مردم قرار گرفت سپس هر يك از بزرگان «١» به سخنرانى ايستادند و برترى امام را ياد آورى كردند بعضى او را از اهل زمان خود برتر و كسانى او را برتر از همه مسلمين دانستند «٢» به اين ترتيب حضرت على عليه السلام با اصرار مردم زمام امور حكومت اسلامى رابه عهده گرفت تا جامعه را هدايت و رهبرى كند.
چهره مورد قبول مردم روزگار سپرى شد تا آنكه اواخر حكومت عثمان فرارسيد. در آن هنگام ابوايوب با آن همه فضائل و سوابق دوستى با پيامبر اينك در زمره شخصيتهاى بزرگ جامعه اسلامى به شمار مى آمد.
او مى ديد كه با نفوذ فرصت طلبان و افراد منحرف و اشرافى، جامعه اسلامى از مسير صحيح خود خارج شده است و صالحان امّت مانند ابوذرها و عمارها و ابن مسعودها مورد بدرفتارى قرار مى گيرند «٣» از اين رو زمان خليفه سوم را، زمان ستم و دشمنى مى شمارد و كار بدانجا مى كشد كه عده اى بر ضد خليفه شورش كرده و خانه او را در مدينه محاصره مى كنند در مدت محاصره، خليفه از اقامه نماز در مسجد منع شد. و مردم بدنبال ابوايّوب انصارى رفتند و نماز را با او اقامه كردند. «٤» مردم با اقتداء به ابوايّوب برعدالت و اعتماد به او صحه مىگذراند.