سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٩
پردههاى اشك مى افتاد، مىلرزيد، تار مىشد و آنگاه محو.
ناگهان ولولهايى برپا شد چه خبر شده است؟ ناقه زانو زده است. در كجا؟ در قطعه زمينى كه دركنارش خانه محقرى قرار داشت كه از آن فقيرترين فرد مدينه بود. «١» از اين رو مردم محروم و فقير كه هرگز موج افتخارى بر سيمايشان ننشسته بود دانستند كه سواراز آن آنهاست به سراغ آنهاآمده است وآنان ميزبان اويند.
و بدينسان پيامبر، سرانجام ميهمان كوخ نشينان شد «٢» و خداوند از بين انصار، ابوايوب را به ميزبانى رسولش انتخاب كرد وابوايوب را در بزرگى همين بس كه اينگونه حضرت حق توجهاش را به او نشان داد.
نخستين معجزه پيامبر (ص) در مدينه در شهر مدينه نيازمندتر ازابوايوب نبود وچون پيامبر اكرم برخانه او وارد شد تعدادى از مردم دلهايشان مالامال از اندوه وتاسف برپيامبر شد كه چگونه ابوايوب باآن وضع فقيرانه از وضع پيامبر خدا پذيرائى خواهد كرد و اى كاش ايشان درمنزل بهترى سكنى مىگزيد. آنگاه در حاليكه دلهاى مردم درحسرت جدائى ازپيامبر باقى مانده بود. ابوايوب صدا زد: