سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥
كمك شايانى نمود، اين بود كه عباس عموى پيامبر (ص) ابوسفيان را به نزد پيامبر اكرم (ص) آورد.
پيامبر دستور داد تا ابو سفيان را در تنگناى درّه نگه بدارند تا هنگام عبور واحدهاى ارتش اسلام مجذوب عظمت و هيبت آنان شود و پس از بازگشت به مكه مردم را از قدرت ارتش اسلام بترساند، و آنان را از فكر مقاومت باز دارد. «١» پيامبر اكرم (ص) سپاه خود را آرايش داد و قبائل در حاليكه فرمانده و پرچمدارشان، پيشاپيش آنان در حركت بودند از تنگه گذشتند نخست قبيله بنى سليم كه هزار جنگاور داشت از مقابل ابو سفيان گذشتند و يكى از دو پرچم ايشان در دست اسب سوار ماهر اسلام، مقداد بن عمرو قرار داشت. «٢» تنگدستى مقداد روزى حضرت على عليه السلام، دينارى را قرض گرفته بود تا براى خانوادهاش غذايى تهيه كند. در راه به مقداد برخورد كه از شدت گرما كلاه بر سر گذاشته بود حضرت به او فرمود:
- در اين وقت و حال چرا بيرون آمده اى، تو را حيران مى بينم؟
- بگذاريد بروم و از حالم نپرسيد.
- بر من روانيست كه تو را واگذارم، و بر تو نيز روانيست كه از من پنهان كنى.
- مشكلم را نپرسيد و بگذاريد راهم را ادامه دهم.
- سزاوار نيست كه بگذارم بروى و بر تو نيز سزاوار نيست مشكل خود