سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤
وسط اتاق ظرفى پر از طعام كه بخار از آن بلند مى شود موجود است و آنقدر بوى خوش و مطبوعى دارد كه تمام حجره رامعطر كرده است.
حضرت آن را براى ما آورد ما از آن طعام گوارا، خورديم نه كم آمد نه زياد. سپس رسول اكرم (ص) نزد دخترش فاطمه زهراء (ع) رفت و فرمود: دختر عزيزم اين طعام را از كجا آوردى؟ (ما گفتار پيامبر (ص) و دخترش را مىشنيديم) فاطمه زهراء (ع) عرض كرد:
اين طعام از جانب پروردگار رسيده بود، خدا به هر كس بخواهد روزى بى حساب مى دهد. پيامبر فرمود: سپاس خداى را كه من نمردم تااز دخترم ديدم آنچه را كه زكريا درمورد مريم مشاهده كرد «١» و آن مائده بهشتى بود. «٢» در اين جريان و معجزه الهى، «مقداد» به همراه پيامبر (ص) به مهمانى على (ع) رفت و غذايى خورد كه براستى جز رسول خدا (ص) و آن چند نفر همراهش شايستگى خوردن چنين غذايى را نداشتند.
مقداد در فتح مكه در فتح مكه، پيامبر اكرم (ص) تصميم داشت كه شهر را بدون مقاومت و خونريزى فتح كند.
از عواملى كه به اين هدف- علاوه بر مساله «استتار» و «اصل غافلگيرى»-