سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٢
را خبردار كردند و با هفتاد تن سواره به تعقيب آنان پرداختند تا آنكه به آن دو رسيدند. مقداد و همراهش جسد را از روى اسب به زمين گذاشتند و آماده نبرد شدند كه ناگهان زمين جسد را فرو برد و در آغوش خود پنهان نمود. «١» همراه مقداد رو به قريش كرد و گفت:
«چه چيز شمارا بر ما جرأت داده است اى گروه قريش؟ من و همراهم، مقداد بن اسود دو شير بيشهايم و آماده دفاع هستيم.
پس كفار صلاح در ترك منازعه ديده و بازگشتند، مقداد و همراهش نيز به مدينه رفتند و جريان را گزارش دادند. «٢» جبرئيل بر پيامبر نازل شد و از جانب پروردگار وحى آورد كه:
اى رسول خدا، خداوند بر اين دو مرد، بر تمامى ملائكش مباهات مىكند. «٣» مقداد در جنگ ذى قَرَد غزوه ذى قرد در جمادى الاولى سال چهارم هجرى واقع شد علت وقوع اين غزوه حمله به شتران شيرده رسول خدا (ص) و كشتن پسر ابوذر بود كه بوسيله «عيينه بن حصن فزارى» انجام گرفت.
يكى از اصحاب پيامبر اكرم (ص) به نام «سلمة بن عمرو بن اكوع اسلمى» به طرف «غابه» ميرفت كه ناگاه متوجّه حمله دشمن به شتران پيامبر شد و فرياد زد.
رسول خدا (ص) فرياد سلمه را شنيد وبراى اولين بار درمدينه نداى يا خيل اللَّه اركبى در داد و اصحاب به نداى پيامبر پاسخ داده و حركت كردند، پيشاپيش همه سواران مقداد بن عمرو بود پيامبر (ص) به آنها فرمود: شما در