سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٦
بود، نه پر مو و نه كم مو. و گونه هايش پيدا و سرخفام بود.» «١» نقش مقداد در جنگ بدر عبداللّه بن مسعود، صحابى بزرگ پيامبر در مورد نقش مقداد در جنگ بدر مىگويد:
«موقعيتى از مقداد مشاهده نمودم. كه اگر من داراى آن باشم نزد من محبوبتر است از آنكه تمام دنيا مال من باشد.» «٢» پيش از بروز جنگ بدر، پيامبر (ص) و يارانش به منظور مقابله با كاروان تجارى قريش كه از شام به مكه رهسپار بود به دشت «بدر» رسيدند ولى خبر رسيد كه كاروان از بى راهه استفاده كرده وبه سوى مكه شتافته است و همچنين مسلمانان آگاه شدند سپاه بزرگى غرق در سلاح از مكه براى نجات كاروان به راه افتاد و نزديك است به دشت بدر برسند در اين هنگام تعداد سپاه اسلام ٣١٣ نفر بود كه آن هم براى مقابله با يك كاروان و تعدادى محافظ خود را آماده كرده بودند نه براى پيكار با صدها جنگجوى سواره كه با پافشارى ناشى از كينه ورزى و غرور و تكبر به جنگ مسلمانان آمده بودند. آرى، آن روز تعداد مسلمانان كم بود و پيش از آن نيز در هيچ جنگى به خاطر اسلام امتحان نشده بودند و نخستين جنگى بود كه در آن شركت مى كردند.
در اين بحران پيش آمده، كه با اندك دقتى وضعيّت حساس و خطرناك آن براى هر كس روشن مى شود پيامبر اكرم (ص) براى آنكه ايمان كسانى را كه با او بودند آزمايش كند و از استعداد و توان رزميشان آگاهى يابد شوراى نظامى تشكيل داد. و از ياران خود نظر خواهى كرد عده اى از صحابه را رعب و وحشت فرا گرفته بود و قريش را شكست ناپذير تلقى كرده و مقابله با چنين لشكرى را صحيح نميدانستند از جمله عمر بعد از اظهار نظر ابوبكر چنين گفت: