سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦
در اين حال، عمّار به پا خاست و خطاب به مردم چنين گفت:
«مردم! به خدا سوگند اگر پيرو على عليه السلام باشيد هرگز از راه پيامبرتان حتى به اندازه يك تار مو منحرف نخواهيد شد.» «١» در صفين هنگامى كه امير مؤمنان على (ع) خواست جهت جنگ با معاويه اقدام كند و رهسپار شام شود، ياران خود را از مهاجر و انصار فراخواند، و در اين باره از ايشان نظر خواهى نمود. نخست هاشم مرقال به پا خاست، و با بيان سخنانى جنگ با سركشان شام راتأييد كرد.
با پايان يافتن سخنان وى، عمّار ياسر برخاست و پس از حمد و سپاس خدا چنين گفت:
اى امير مؤمنان! اگر بتوانى حتى يك روز هم درنگ مكن، و ما را پيش از شعله ور شدن آتشى كه تبهكاران افروخته اند، وپيش از آنكه عليه مسلمانان متّحد شوند، به سوى آنان فرست، و بدين وسيله آنان را به راه راست دعوت كن، اگر پذيرفتند سعادتمند مى شوند، و اگر جز جنگ راه ديگرى نپويند، در اين صورت مى جنگيم. و به خدا سوگند كه ريختن خون آنان و تلاش در پيكار با ايشان، نزديك شدن به خدا و كرامت الهى است. «٢» از فرماندهان ارشد پس از قطعى شدن جنگ، امير مؤمنان على عليه السلام به آرايش نظامى نيروها پرداخت. آن حضرت مالك اشتر را فرماندهِ نيروهاى سواره نظام اعزامى از كوفه، سهيل