ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩ - رؤيايى كه فقط يك رؤيا بود
به طور عادى را ندارد؛ امّا هنگامىكه تحت ظلم هممحلّهاىها قرار مىگيرد، براى رهايى، تلاش به دويدن مىكند. آنگاه انرژى نهفته در او فوران كرده، به او سرعتى بيش از حدّ انسانى مىدهد. حال ارزشها از اينجا شروع مىشود. او ابتدا به كالج رفته و در رشته فوتبال آمريكايى، قهرمان مىشود. آنگاه پس از پايان درس، از دانشگاه معتبر آمريكايى فارغالتّحصيل مىشود. در اين زمان به ارتش مىرود و در جنگ آمريكا و «ويتنام» شركت مىكند و با نشان دادن دلاورى خود در ميدان جنگ، از دست مقامات، نشان لياقت مىگيرد. سپس در رشته تنيس روى ميز در سرزمين «چين» براى آمريكا قهرمانى به دست مىآورد و باز از دست رئيسجمهور آمريكا، نشان لياقت دريافت مىكند. او حتّى در دو ماراتن شركت مىكند و با تحت شعاع قرار دادن تمام خبرگزارىها از اين دو، عدّه زيادى را بدان دعوت مىكند.
در تمام طول زندگى فارست گامپ، آنچه به عنوان ايدئولوژى آمريكايى، ارزشهاى آمريكايى و بالأخره رؤياى آمريكايى ياد مىشود، به واقعيت مىپيوندد. اين رؤياها، ماورائى و تخيلى نيست؛ بلكه در ژانر واقعى و رئال نشان داده شده است كه اثربخشى و نفوذپذيرى آن بر ذهن و قلب افراد را بيش از پيش مىكند.
تصوير ديگرى كه در ذهن، از طريق پيام آمريكايى شكل گرفته است، تصوير شهرهاى آمريكا، به ويژه «نيويورك» است. همواره در اكثر فيلمهايى كه شما نمايى از شهر نيويورك مىبينيد، برجها، آسمانخراشها و جنگلى از ساختمانهاى عظيم به تصوير كشيده شده است؛ در حالىكه اين منطقه برج خيز! بيشتر از ٢٠% شهر نيويورك را تشكيل نمىدهد. هركس كه اين فيلمها را مىبيند، آمريكا را كشورى مىپندارد كه همه ساختمانهاى آنها از برجهاى بزرگ و شيشهاى، كلوبهاى بزرگ و بناهاى حيرتانگيز تشكيل شده است.
كازينوها كه يكى از بزرگترين مراكز فساد اخلاقى و اقتصادىاند، از ديگر درگاههاى ورود رؤياى آمريكايى ذهنها به حقيقت هستند. عمارتهاى عظيم و پر زرق و برقى كه شما در آن، آيندهاى ثروتمند براى خود تخيل مىكنيد و ساختار وسوسهگر آن، سرابى واهى در ذهنهاى مسحور و تسخير شده ايجاد كرده است. آنچه اين مركز فساد براى بشريت رقم مىزند، فلاح و رستگارى و خوشبختى نيست؛ بلكه تخيل متوهّمگونه لباس خوشبختى است كه بر تن بدبختى و فساد و تباهى است.
مد و مصرفگرايى از ديگر ارزشهاى آمريكايى است كه نقش مهمّى در رؤياى آمريكايى ايفا مىكند. مد كه امروز يكى از سودآورترين و پرطرفدارترين تجارتها در هژمونى غرب و آمريكا مىباشد، افراد را به تغيير مدام و دنبالهروى از آنچه كه «مد» و «به روز باشى» مىنامند، دعوت مىكند. هركس كه خارج از اين مدگرايى و به روز گرايى باشد، عقبمانده و جهانسومى است؛ ولى زمينه اين دنبالهروى از مد، چيز عميقتر و مهمترى است و آن مصرفگرايى است. مصرفگرايى را مىتوان از آنچه صنعت تبليغات و گستره و نفوذ آن در اذهان است، استنتاج كرد. اين مصرفگرايى، از آن دست صادرات فرهنگ آمريكايى مىباشد كه سالهاى طولانى است خود را در جوامع مختلف رسوخ كرده و زمينه نفوذ ديگر ارزشهاى آمريكايى را هم فراهم آورده است.
مجموعه اين ارزشها، ايدئولوژى آمريكايى ارسال شده به افراد ايدهآل رؤياى آمريكايى را به وجود مىآورد. پس از آن، انتقاد، دگرديسى و تمايل به جنبش درونى و بيرونى را در افراد به وجود مىآورد و پس از رخ دادن تغيير در آنها، فرد و افراد به خود، هويتى جديد، كه همان هويت آمريكايى است، مىدهند. اين هويت در نهايت، ذهن و قلب فرد را آمريكايى وارد مىكند. پس زمانى كه روح و ذهن فرد به تسخير قدرت درآمد، آنگاه سيطره آمريكا در حوزه قدرت نرم، بر فرد، به دست خواهد آمد.
پس هرچه جوامع در مقابل اين رؤياى آمريكايى كه به طور مداوم به سمت ذهنهايشان شليك شده است، رفتارى منفعلانه داشته باشند، نفوذ آنها بيش از پيش شده و مرحله به مرحله به آنچه رقم زدن هويت آمريكايى است، نزديكتر مىشوند.