ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هفتاد- يكصد و هفتاد و يك
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
امام بهار
٤ ص
(٤)
گلستانه
٥ ص
(٥)
آيينه محشر
٥ ص
(٦)
بر آستان تو
٥ ص
(٧)
يا على گفتيم و عشق آغاز شد
٥ ص
(٨)
قبله اهل يقين
٦ ص
(٩)
بعثت محمّد (ص)
٦ ص
(١٠)
خليفه خدا در زمين
٧ ص
(١١)
ولايت و امامت، امانت الهى است
٨ ص
(١٢)
نامى بر بلنداى عرش
١١ ص
(١٣)
بشارت اوّل نبى اى مى آيد
١١ ص
(١٤)
بشارت دوم نبى اى مثل موسى، از برادران بنى اسرائيل
١١ ص
(١٥)
بشارت سوم پراكليتوس (ستوده و حمد شده) مى آيد
١٣ ص
(١٦)
بشارت چهارم از جبل فاران مى آيد
١٤ ص
(١٧)
بشارت پنجم ماد ماد و دوازده پيشوا از نسل وى
١٤ ص
(١٨)
آثار محبّت اهل بيت (ع) در قرآن
١٧ ص
(١٩)
1 مفهوم شناسى
١٧ ص
(٢٠)
1- 1 محبّت
١٧ ص
(٢١)
1- 2 اهل بيت (ع)
١٨ ص
(٢٢)
2 آثار محبّت به اهل بيت (ع)
١٨ ص
(٢٣)
2- 1 آثار دنيوى
١٨ ص
(٢٤)
2- 1- 1 سوار شدن بر «كشتى نجات و مركب خير» در دنيا
١٨ ص
(٢٥)
2- 1- 2 فزونى حسنه براى محبّ
١٨ ص
(٢٦)
2- 1- 3 اكمال دين
١٩ ص
(٢٧)
2- 1- 4 هدايت شدن
١٩ ص
(٢٨)
2- 2 آثار اخروى
٢٠ ص
(٢٩)
2- 2- 1 آمرزش گناهان
٢٠ ص
(٣٠)
2- 2- 2 مرگ با عزّت و راهيابى به بهشت
٢٠ ص
(٣١)
2- 2- 3 بهره مندى از شفاعت
٢١ ص
(٣٢)
2- 2- 4 دورى از عذاب و حزن قيامت
٢١ ص
(٣٣)
2- 2- 5 حشر با اهل بيت (ع)
٢١ ص
(٣٤)
2- 2- 6 محبّت اهل بيت، باقيات الصّالحات
٢١ ص
(٣٥)
اسوه امام
٢٣ ص
(٣٦)
1 دفاع از امام زمان خويش و جان فشانى در راه او
٢٤ ص
(٣٧)
2 ارج نهادن به علم و كفايت حديث
٢٥ ص
(٣٨)
3 اوج حيا
٢٦ ص
(٣٩)
آئين اسلام و شاعرانه هاى مهدوى
٢٨ ص
(٤٠)
امام على (ع) در آيينه قرآن
٣١ ص
(٤١)
1 موحّد از ازل، مسلمان از نخست
٣١ ص
(٤٢)
2 مردى كه خود را به خدا فروخت (ليلة المبيت)
٣٢ ص
(٤٣)
3 نفس رسول (مباهله)
٣٢ ص
(٤٤)
4 ماجراى چهار درهم
٣٤ ص
(٤٥)
5 سكينة الرّسول (ماجراى جنگ حنين)
٣٤ ص
(٤٦)
6 پيشتاز انصار و مهاجرين
٣٤ ص
(٤٧)
7 ثروتمندترين فقير مسلمان
٣٤ ص
(٤٨)
8 مردى با افتخارات بسيار
٣٥ ص
(٤٩)
تراوشات مسموم كتب ضدّ مهدوى
٣٧ ص
(٥٠)
قسمت نخست كتاب «دجّال (ضدّ مسيح) اسلامى»
٣٨ ص
(٥١)
هنر سنّتى و اسلامى
٤٠ ص
(٥٢)
مناظره پيامبر (ص) با مرد يهودى
٤٦ ص
(٥٣)
دو خاتم
٤٧ ص
(٥٤)
1 لزوم اعتقاد به دو خاتم
٤٧ ص
(٥٥)
2 فرزند رسول خدا و شبيه او
٤٧ ص
(٥٦)
3 شدّت عطوفت و مهربانى دو خاتم (عليهما السلام)
٤٧ ص
(٥٧)
معجزات موسى نبى (ع) در دست پيامبر خاتم (ص)
٤٨ ص
(٥٨)
الف) كتاب آسمانى
٤٩ ص
(٥٩)
ب) مناجات با خدا
٤٩ ص
(٦٠)
ج) محبّت به خدا
٤٩ ص
(٦١)
د) سخن گفتن خدا با مادر نبى
٤٩ ص
(٦٢)
ه) روانه شدن براى مقابله با سركشان
٤٩ ص
(٦٣)
و) انتقام خدا از دشمنان نبى
٤٩ ص
(٦٤)
ز) برتر از عصاى اژدها شونده
٥٠ ص
(٦٥)
ح) يد بيضاء
٥٠ ص
(٦٦)
ى) سنگ جوشان
٥١ ص
(٦٧)
ك) طعام بهشتى
٥١ ص
(٦٨)
ل) ابرهاى سايه انداز
٥١ ص
(٦٩)
نشانه هاى آخرالزّمان
٥٢ ص
(٧٠)
1 پنج نشانه حتمى
٥٢ ص
(٧١)
2 آتشى در شرق
٥٢ ص
(٧٢)
3 چهار فتنه پيش از قيام
٥٢ ص
(٧٣)
4 ويرانى كعبه
٥٢ ص
(٧٤)
سرچشمه خباثت و دشمنى
٥٣ ص
(٧٥)
ولادت و نسب ابن تيميه
٥٣ ص
(٧٦)
آغاز تدريس و سخنرانى
٥٤ ص
(٧٧)
سرآغازهجوم به فرق مختلف اسلامى
٥٤ ص
(٧٨)
اوّلين تخريب آثار اسلامى
٥٤ ص
(٧٩)
مشاركت و تشويق به شيعه كشى
٥٤ ص
(٨٠)
زندانى شدن هاى مكرّر
٥٤ ص
(٨١)
نويسنده پركار سلفى سازى
٥٤ ص
(٨٢)
لجبازى با سلطان و زندانى شدن مجدّد
٥٥ ص
(٨٣)
مرگ در زندان
٥٥ ص
(٨٤)
ديدگاه علماى اهل سنّت درباره ابن تيميه
٥٥ ص
(٨٥)
1 محمّدبن محمّد بخارى
٥٥ ص
(٨٦)
2 ابن حجر عسقلانى
٥٥ ص
(٨٧)
3 ابن حجر مكّى
٥٥ ص
(٨٨)
4 شيخ يوسف نبهانى
٥٥ ص
(٨٩)
ابن تيميه و دشمنى هاى مكرّر با اهل بيت (ع)
٥٥ ص
(٩٠)
پايين آوردن مقام پيامبر اكرم (ص)
٥٥ ص
(٩١)
دشمنى با فضائل اهل بيت (ع)
٥٥ ص
(٩٢)
افراط در دشمنى با اميرالمؤمنين (ع) و تعظيم ابن ملجم!!
٥٦ ص
(٩٣)
توهين به حضرت زهرا (س)
٥٦ ص
(٩٤)
توهين به سيدالشّهدا (ع) و تمجيد از يزيد!!
٥٦ ص
(٩٥)
ويژه نامه سبك زندگى
٥٩ ص
(٩٦)
تعريف سبك زندگى
٦٠ ص
(٩٧)
بفرمائيد چاقى!
٦٢ ص
(٩٨)
بررسى مستند تلويزيونى fed up
٦٣ ص
(٩٩)
استعداد نهفته يك ملّت براى غربى شدن
٦٤ ص
(١٠٠)
خوب و بد با ترازوى لذّت
٦٦ ص
(١٠١)
ژئوكالچرال هفت گناه كبيره در آمريكا
٦٨ ص
(١٠٢)
عشق و محبّت در شرق و غرب
٧١ ص
(١٠٣)
مسئله خانواده، مسئله جامعه
٧٥ ص
(١٠٤)
رؤيايى كه فقط يك رؤيا بود
٧٧ ص
(١٠٥)
سبك زندگى سايبرى
٨٠ ص
(١٠٦)
بيولوژيكى يا سايبرنتيكى؟
٨٠ ص
(١٠٧)
تنبلى، گناه كبيره سايبرى
٨١ ص
(١٠٨)
ارتباط بدون نياز به ارتباط
٨٢ ص
(١٠٩)
سبك زندگى سايبرى
٨٢ ص
(١١٠)
ردّ پاى شبكه هاى اجتماعى موبايلى در دادگاه هاى خانواده
٨٣ ص
(١١١)
قهرمان، الفبايى خوانا براى جهانيان
٨٦ ص
(١١٢)
قهرمان
٨٦ ص
(١١٣)
ديرين گونه قهرمان
٨٦ ص
(١١٤)
چرا قهرمان؟
٨٧ ص
(١١٥)
چرا قهرمانان به وجود مى آيند؟
٨٩ ص
(١١٦)
قهرمانان سطح فردى
٨٩ ص
(١١٧)
قهرمانان سطح خانواده
٨٩ ص
(١١٨)
قهرمانان سطح شهرى (پيشاملى)
٩٠ ص
(١١٩)
قهرمانان سطح ملّى و فراملّى
٩٠ ص
(١٢٠)
ابرقهرمانان و قهرمانان تخيلى
٩١ ص
(١٢١)
اباحى گرى
٩٢ ص
(١٢٢)
رباخوارى
٩٣ ص
(١٢٣)
مصرف گرايى
٩٤ ص
(١٢٤)
مصرف گرايى و قدرت سياسى
٩٥ ص
(١٢٥)
ايران خطّ مقدم
٩٥ ص
(١٢٦)
مصرف گرايى و چالش ها
٩٥ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - بشارت سوم پراكليتوس (ستوده و حمد شده) مى آيد

و صرف نظر از اين مطلب، مى‌دانيم در ميان تمام برادران بنى‌اسرائيل، كسى جز محمّد (ص) بر نخاسته است.

دليل ديگر آنكه، حتّى اگر بپذيريم عبارت از ميان شما صحيح باشد، باز هم مشكلى پيش نمى‌آيد؛ زيرا استقرار و شوكت و در حقيقت آغاز شيوع اسلام، در «مدينه» و اطراف مدينه هم بلاد بنى‌اسرائيل بود؛ مثل «خيبر» و «بنى‌قنيقاع» و «بنى‌نظير» و پيامبر از ميان ايشان برخاست و از بنى‌اخوه ايشان بود.

نكته ديگر آنكه، مى‌دانيم مخاطب حضرت موسى (ع) اسباط دوازده‌گانه بودند و اگر واقعاًپيامبر يادشده از ميان خود ايشان بايد برخيزد، ديگر قيد «از ميان برادرانشان» معنى ندارد و بايد فقط مى‌فرمود از ميان شما و حال آنكه مى‌بينيم، قيد از ميان برادرانتان ذكر مى‌كند و حتّى در مرتبه دوم به همين قيد از ميان برادرانتان اكتفا مى‌نمايد.

بشارت سوم: پراكليتوس (ستوده و حمد شده) مى‌آيد

از مهم‌ترين بشارت‌هاى مطرح شده در انجيل به پيامبر اكرم (ص)، سخنانى است كه حضرت عيسى (ع) در آخرين روزهاى خود خطاب به حواريون فرمود.

اگر مرا دوست داريد، احكام مرا نگاه داريد و من از پدر سؤال مى‌كنم و تسلّى‌دهنده ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند؛ يعنى روح راستى كه جهان نمى‌تواند او را قبول كند؛ چون او را نمى‌بيند و نمى‌شناسد؛ امّا شما او را مى‌بينيد و مى‌شناسيد؛ زيرا با شما مى‌ماند و در شما خواهد بود. (يوحنّا ١٥: ١٤- ١٥)

در چند مورد، همين بشارت به ظهور تسلّى‌دهنده در كلام حضرت عيسى (ع) تكرار شده است.

مفسّران مسيحى اين بشارت را همان تجلّى روح‌القدس بر حواريون در روز «پنطيكاست» دانسته‌اند؛ امّا اين مطلب نياز به بررسى بيشترى دارد. قبل از توضيح و تفصيل اين مطلب لازم است به نكته‌اى اشاره كنيم:

مى‌دانيم كه حضرت عيسى (ع) به زبان عبرى صحبت مى‌كرده و انجيل يوحنّا هم به زبان يونانى نوشته شده است. پس بدون شك آنچه را كه امروز در انجيل يوحنّا مى‌بينيم، ترجمه كلمات آن حضرت از زبان عبرى به زبان يونانى است و ما دقيقاً نمى‌دانيم آن حضرت چه كلمه‌اى را به زبان آورده است. با توجّه به اين مطلب، مى‌گوييم كلمه موجود در انجيل يوحنّا، كلمه‌ پاراقليطparaclete است كه عموم مفسّران آن را به تسلّى‌دهنده ترجمه كرده‌اند. مسلمانان نيز در مقابل معتقدند كه كلمه پاراقليط يا پاراقليطوس‌ در اصل‌ پريقليطوس‌ بوده كه پريقليطوس به معنى‌ احمد و محمّد در زبان عربى است. قرآن نيز به اين مطلب پافشارى مى‌كند كه حضرت عيسى (ع) به ظهور پيامبرى با نام احمد (ص) بشارت داده است كه البتّه اين خود نكته‌اى قابل توجّه و تأمّل است كه چگونه پيامبرى كه خواندن و نوشتن عربى را نياموخته بود، از وجود نام احمد در انجيل يونانى‌زبان خبر مى‌دهد؟! آيا اين اطّلاع، جز ريشه وحيانى، مى‌تواند داشته باشد؟ حتّى اگر كلمه واقعى را پاراقليوس فرض كنيم، آيا خبر دادن از وجود كلمه‌اى كه شباهت زيادى به پريقليطيوس دارد و ممكن است آن را تحريف شده دانست، خود دليل بر متّصل بودن به منبع وحى نيست؟

اين احتمال، زمانى قوّت مى‌يابد كه ما با مراجعه به نسخه‌هاى زبان آرامى مى‌بينيم كه از كلمات‌ مَحمِدَه‌ و حَميدَه‌ استفاده شده كه عيناً معادل احمد و محمّد در زبان عربى و واژه پريقليط در زبان يونانى است.

صرف نظر از آنچه گفته شد، تطبيق پاراقليطوس بر روح‌القدس صحيح نيست و فقراتى از همين انجيل و آيات مربوط به فارقليط، با روح‌القدس هم‌خوانى ندارد:

١. در اين آيات خبر از آمدن كسى مى‌دهد كه رفتن مسيح در مقابل آمدن او سودمند و مفيد است. آيا به اعتقاد مسيحيان روح‌القدس آن‌چنان داراى اهمّيت و آن‌قدر مفيد است كه آمدن او از فقدان مسيح (ع) سودمندتر است؟!

٢. در مورد فارقليط آمده است كه وى جهانيان را به گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد ساخت. آيا روح‌القدس به عقيده خود مسيحيان چنين كارى انجام مى‌دهد؟ روح‌القدس كه ظهور و تجلّى او فقط براى گروهى خاص، اتّفاق افتاده است؛

٣. همچنين آمده است وى درباره مسيح (ع) شهادت داده، او را تصديق خواهد نمود و حال آنكه چنين چيزى در مورد روح‌القدس گزارش نشده است و اصلًا حواريون نياز به شهادت روح‌القدس نداشته‌اند. آيا مى‌توان باور نمود حواريون در حقّانيت حضرت مسيح (ع) شك داشته‌اند؟!

٤. در اين آيات آمدن فارقليط را مشروط به رفتن مسيح (ع) كرده و حال آنكه روح‌القدس همواره همراه حضرت عيسى (ع) بوده و آمدن او متوقّف بر رفتن حضرت مسيح نبوده است. البتّه برخى گفته‌اند منظور، تجلّى خاصّ روح‌القدس بر حواريون است كه اين تجلّى متوقّف بر حضرت مسيح (ع) بوده؛ امّا اين مطلب هم با كلام حضرت عيسى (ع) سازگارى ندارد. آن حضرت مى‌فرمايد: تا من نروم، او نمى‌آيد و حال آنكه بايد مى‌فرمود تا من نروم او بر شما متجلّى نخواهد شد. در مورد كلمه فارقليط، آمده است كه او آنچه را شما از ياد برده‌ايد، به خاطرتان خواهد آورد و كسى نمى‌تواند ادّعا كند كه حواريون در طى اين چند روز، تعاليم حضرت عيسى (ع) را فراموش كرده باشند. در هيچ‌يك از كتب عهد جديد هم ذكر نشده است كه ما مطلبى را فراموش كرديم و روح‌القدس آن را يادآورى كرده است؛

٥. حضرت عيسى (ع) مى‌فرمايد: من همه چيز را از پيش به شما گفتم تا هنگامى‌كه واقع مى‌شود، به آن ايمان بياوريد.

آيا نزول روح‌القدس در روز پنطيكاست، مسئله‌اى بود كه امكان انكار آن مى‌رفت و حضرت مسيح (ع) حواريون را از آن نهى كرده است؟

٦. حضرت عيسى (ع) در مورد فارقليط فرموده كه: او عالميان را توبيخ مى‌كند. (يوحنّا ٨: ١٦) كه اين بهترين گواه بر ادّعاى ماست و بدون شك روح‌القدس هيچگاه و به اعتقاد هيچ كس مردم را توبيخ نكرده است؛ برخلاف پيامبر اسلام (ص) كه يهوديان را به خاطر ايمان نياوردن به عيسى (ع) توبيخ و سرزنش نمودند.

از آنچه كه گفتيم به روشنى مى‌توان دريافت فارقليط را نمى‌توان با روح‌القدس تطبيق داد. وجود كسانى كه ادّعا كرده‌اند فارقليطِ موعود هستند، همچون‌ منتس‌ و .... تبعيت برخى از مسيحيان از اين مدّعيان،