ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - نويسنده پركار سلفى سازى
خانمان برافكن تحت فرماندهى پنهان جريان يهود قرار بود، همانند دو لبه يك قيچى، اسلام و جهان اسلام را از صحنه گيتى محو كند كه به لطف الهى در تحقّق اين امر موفّق نشدند.
در سال ٦٦٧ ه. ق. وقتى كه ابنتيميه به سنّ شش سالگى رسيد، مغولان شهر حرّان را ويران كردند و پدر او عبدالحليم به اتّفاق همه افراد خانوادهاش به «دمشق» رفت و در آنجا اقامت گزيد. در اينجا بود كه ابنتيميه از پدر خويش كه خود استاد بزرگى در مذهب حنبلى بود، تعليم و تربيت بسيارى فراگرفت.
ابنكثير مىنويسد:
به سال ٦٦٧ ه. ق. ابنتيميه شش ساله، مردم حرّان از جمله پدر او، كه از علماى بزرگ شهر بود، از ترس حمله مغول، شهر را ترك كردند و شهابالدّين عبدالحليم، پدر ابنتيميه، به همراه خانواده، روانه دمشق شد.
آغاز تدريس و سخنرانى
شهابالدّين (پدر ابنتيميه) در شهر دمشق رئيس «دارالحديث السكريه» و در مسجد جامع اين شهر، صاحب كرسى شد و روزهاى جمعه در آنجا سخنرانى مىكرد.
در سال ٦٨٢ ه. ق. با مرگ پدر، ابنتيميه ١٩ ساله در دارالحديث السكريه به تدريس پرداخت و سال بعد در «جامع اموى دمشق» پس از نماز براى اوّلين بار، به طور رسمى به منبر رفت و از ١٧ شعبان همين سال بعد از وفات زينالدّين ابن المنجّا به جاى او كه شيخ الحنابله بود، متصدّى تدريس مدرسه «الحنبلية» دمشق شد.
اينتيميه شخصى عصبى، تندخو و پرخاشگر بود و شاگردانش را هم به اين وصف مىشناختند. او شخصيتى واقعبين نداشت و براى مسائلى كه مسلمانان در آن دوران سخت بدان توجّه داشتند و براى آنها حسّاس بود، اهمّيتى قائل نمىشد؛ زيرا در دورانى كه مسلمانان بيش از هر چيز ديگر نياز شديد به وحدت داشتند، وى با افشاندن بذر فتنه و درگيرى، اوضاع مردم را هر از چندگاهى متشنّج مىكرد و بخش وسيعى از توان حكومت و قضاوت را كه مىبايست صرف دفاع در برابر كفّار شود، به خود مشغول مىكرد و با تشويق افكار و نشر عقايد باطل، آنها را هدر مىداد.
سرآغازهجوم به فرق مختلف اسلامى
يكى از روزهاى سال ٦٩٨ ه. ق. بين نماز ظهر و عصر، سوالاتى از او مىشود و او در پاسخ سؤالات كتاب «العقيدة الحمويه الكبرى» را مىنويسد و ضمن آن، با جملهاى به عقايد اشعريون حمله كرده و در نتيجه، جنجال بزرگى به پا مىكند. ابنتيميه را به دادگاه احضار مىكنند و او در دادگاه حاضر نمىشود.
ابنتيميه در سنّ ٤٢ سالگى «فصوصالحكم» محىالدّين ابنعربى را مطالعه كرد و بعد از آن به لعن و سبّ محىالدّين و پيروان او پرداخت و كتابى به نام «النّصوص على الفصوص» در ردّ آن نوشت. سپس در نامهاى به شيخ كريمالدّين، شيخ «خانقاه سعيدالسّعداء» در «قاهره» از پيروان ابنعربى به عقايد محىالدّين، صدرالدّين قونوى و عفيف تلمسانى و ابنسبعين سخت تاخته و آنان را كافر خواند.
اوّلين تخريب آثار اسلامى
ابنتيميه سال ٧٠٤ ه. ق. به مسجد «نارنج» (يا مسجد «تاريخ») در جوار مصلّاى شهر دمشق رفت و سنگى را كه مىگفتند اثر پاى حضرت رسول (ص) بر آن است و مردم به آن تبرّك مىجستند، شكست و گفت: تبرّك و بوسيدن آن جايز نيست.
مشاركت و تشويق به شيعهكشى
ابنتيميه به سال ٧٠٤ ه. ق. در قتل عامّ شيعيان «كسروان»، در امتداد اقدامهاى سركوبگرانه ايوبيان و مماليك براى قتلعامّ شيعيان و راندن آنان از «مصر» و «شام» و سپس «مدينه» و «لبنان»، نقشى مهم داشت. به گزارش ابنفضلالله عمرى (م. ٧٤٩ ه. ق.) گاه خود نيز در جنگ شركت مىجست و گاه جنگجويان را بدين كار تشويق مىكرد و گاهى براى تدارك نيرو به نزد مهنّابن عيسى (م. ٧٣٥ ه. ق.) از امراى قبايل ايلاتى شام مىرفت و با تعابير خشمآلود آنان را به لشكركشى وامىداشت. به گفته ابنكثير (م. ٧٤٨ ه. ق.) او براى توجيه كشتارهايش، شيعيان را كافر و گمراه مىناميد. دامنه اين كشتار تا قتل عامّ علويان شمال لبنان، «قنيطره»، «عاقوره»، «بترون» و «عكا» نيز ادامه يافت. در پى اين تاراج، كسانى كه جان به در بردند، به مناطق ديگر كوچ كردند.
زندانى شدنهاى مكرّر
در رجب اين سال، درباره «العقيدة الواسطيه» (يكى ديگر از كتب ابنتيميه) بحث و مناقشه پيش آمد و كار چنان بالا گرفت كه نايب السّلطنه فرمان داد كسى درباره عقايد سخن نگويد. بعد از آن ابنتيميه را براى محاكمه به مصر احضار كردند و در قلعه «جبل قاهره» مجلس محاكمه برپا شد، قاضى او را به دليل پاسخ ندادن، به زندان محكوم كرد و او را در «حارة الديلم» زندانى كردند. هر ٤ قاضى مذاهب چهارگانه مصر نيز به حبس او فتوا دادند. وى در سالهاى بعد حتّى با وساطت نايب السّلطنه حاضر به خروج از از زندان نشد.
هرچند در ربيعالاوّل سال ٧٠٦ ه. ق. اميرحسام الدّين مهنا بن ملك عيسى به زندان رفت و او را سوگند داد تا با او از زندان بيرون بيايد و او از زندان خارج شد؛ امّا در شوال همين سال بزرگان صوفيه به سبب حملات ابنتيميه به ابن عربى از او شكايت كردند و او را در زندان قضات زندانى كردند.
نويسنده پركار سلفىسازى
ابنتيميه نويسندهاى پر كار بود. هيچ كس نتوانسته است تعداد قطعى كتابهاى او را به دست آورد. او كتابها، فتاوى، مكاتبات و يادداشتهاى بىشمارى باقى گذاشت و اغلب آنها را زمانى تصنيف كرد كه زندانى بود. ذَهَبى شماره تأليفات ابنتيميه را به طور تقريبى