ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - سبك زندگى سايبرى
به ماشينها محوّل مىكنيم و خود بر روى يك صندلى پشت يك ميز به تماشاى آنها مىنشينيم. اصلًا هم اهمّيتى ندارد كه اين تغييرات، تغييرات ناسالمى براى طرز زندگى يك انسان هستند؛ چون همانطور كه ماركس هم پيشنهاد داده، همه چيز به پول ختم مىشوند. پس همچنان، همانند دوران انقلاب صنعتى، سبك زندگى انسانها تابع تغييرات روند توليد و كار كارخانهها است.
در كنار تفريحات مجازى، آموزش مجازى نيز قرار مىگيرد كه صرف زمان براى آموختن را كاهش مىدهد، كارايى آموختههاى دانشآموز را مطابق با سبك زندگى امروزه بالا مىبرد (يادگيرى طرز استفاده از كامپيوتر و اينترنت مىتواند براى آينده شغلى دانشآموزان بهتر باشد)، در بيشتر مواقع، بازده يادگيرى را بالا مىبرد و مزايايى ديگر؛ ولى در كنار همه اينها، تنبل و ناسالم بار آمدن دانشآموزان هم قرار مىگيرد. اينكه شما دورههاى درسى را به صورت انتخابى و به طور جداگانه و به صورت مجزّا از يكديگر فرا بگيريد، تنها يك معنا دارد: حذف نهادى به نام مدرسه. در كنار مشكلات سلامتى و اخلاقى اين تخريب، پيامدى مهمتر قرار مىگيرد: فردگرايى.
ارتباط بدون نياز به ارتباط
تصوّر مىشد صحبت كردن با اقوام، از يك سر كره زمين با آن سر ديگر آن، آن هم به صورت تصويرى، گامى بلند در هرچه بيشتر شدن سطح روابط اجتماعى مىشود؛ ولى اكنون پس از گذشت چندين سال از فراگير شدن شبكههاى اجتماعى، اكنون ديگر براى همه مبرهن شده است كه شبكههاى اجتماعى مجازى، به كمك ارتباطهاى اجتماعى نيامدهاند؛ بلكه جايگزين آن شدهاند. و علاوه بر اين ارتباطهاى مجازى كه در واقع، نيازى به ارتباط ندارند و در نتيجه آسانتر و سريعتر هستند، آموزش مجازى نيز قرار مىگيرد كه ديگر به طور كلّى، نوجوانان را مىتواند به دور از جامعه پرورش دهد؛ امكانى كه پيش از اين مقدور نبود. از پيامدهاى فردگرايى در دل جامعه مىتوان به اهمّيت ندادن به همنوع، ملاك قرار دادن منافع شخصى در تصميمگيرىها و در نتيجه منفعتگرا شدن، اهمّيت ندادن به ارزشهاى ملّى و مذهبى، اهمّيت ندادن به حفظ بنيانهاى خانواده و پيامدهاى مخرّبى از اين دست، اشاره كرد. شاخصهايى كه در سبك زندگى مردمان مغربزمين ديده مىشوند.
در واقع، افزايش استفاده از شبكههاى اجتماعى، نه براى حفظ صله رحم، بلكه براى آسانتر و سريعتر كردن آن بوده است. در نهايت، اين روند نيز به قطع شدن اين ارتباطها منجر مىشود.
سبك زندگى سايبرى
با تمام اين تفاسير، باز هم ملّتها به گسترش استفاده از اين سيستمهاى سايبرنتيكى ادامه مىدهند. چرا؟ چون به آنها گفته شده است كه نشانه يك ملّت پيشرفته، هر چه فراگيرتر شدن استفاده از اينترنت و كامپيوتر است و جذّابيتهاى بصرى نيز همواره سبب استقبال مردم از اين دست از امكانات شده است.
مسلّماً جدا شدن از اين امكانات، نه شدنى است و نه عاقلانه. با ضربآهنگ تند زندگى در دنياى امروز، ديگر نمىتوان انكار كرد كه عدم يادگيرى طرز استفاده از كامپيوتر مساوى با بىسوادى است؛ ولى آنچه انجام آن ضرورى است، همانطور كه در اين متن نيز عنوان شد، جلوگيرى از جايگزين شدن آنها به جاى شاخصهايى طبيعى زندگى روزمرّه انسان است؛ جلوگيرى از بىفكر بار آمدن مردم كه آنها را از نظر اعتقادى ضعيف و فريب دادن آنها را آسانتر مىكند؛ جلوگيرى از جايگزينى تفريحها و آموزشهاى مجازى كه جوانان را از نظر فيزيكى ضعيف مىسازد و جلوگيرى از جايگزينى شبكههاى اجتماعى كه آنها را از نظر احساسى تهى و ضعيف مىكند.
قطعاً سياستگذارىهاى صحيح براى رسيدن به اين مقاصد از طرف دولت و نهادهاى مربوط ضرورى است؛ ولى نشان دادن و فهماندن پيامدهاى اين تغييرات به مردم نيز مىتواند گام مهمّى باشد. بر خلاف غربىها كه از رسانههاى تفريحى براى مسخ كردن مردم استفاده مىكنند، ما مىتوانيم با بهرهورى از همين رسانهها، آگاهى مردم را در اين زمينهها افزايش دهيم؛ إنشاء الله.