ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ل) ابرهاى سايه انداز
ى) سنگ جوشان
عالم يهودى گفت: اين حضرت موسى (ع) است كه به او سنگى داده شد كه از آن دوازده چشمه بيرون زد. حضرت (ع) فرمودند:
«همين طور است و به حضرت محمّد (ص) وقتى وارد «حديبيه» شد و اهل «مكّه»، او را محاصره كردند، چيزى برتر از آن سنگ عطا شد. اصحاب را تشنگى سختى درگرفت و به آن حضرت شكايت بردند. شدّت عطش به گونهاى بود كه همه به پهلوهاى چهارپايان پناه بردند. اين را به حضرت رسول (ص) گزارش دادند. پس آن حضرت ظرف آبى يمانى خواست. سپس دست مبارك خود را داخل قدح برد و بيرون آورد. ناگاه از ميان انگشتان آن حضرت، چشمههاى آب روان گشت و ما و همه چهارپايان رو بدان آورده و همگى سيراب شديم و تمام ظروف خود را پر آب نموديم.
ودر آنجا، چاه خشكى بود. آن حضرت تيرى از كيسه خويش بيرون آورد و به دست براءبن عازب داد و فرمود: «اين تير را ميان آن چاه خشك بنشان.» او نيز همان كرد. فوراً در زير اين تير، دوازده چشمه جارى شد.
همچنين در «ميضاة» (كه مردم به آن محلّ مىرفتند و از آنجا براى عبادتشان وضو مىگرفتند) مايه عبرت و نشانهاى براى منكران نبوّت آن حضرت بود؛ همچون سنگ موسى (ع). روزى آن حضرت ميضاه را طلب نمود و دست مبارك خود بر آن نهاد. آب به فوران آمده و بلند شد؛ به گونهاى كه هشت هزار مرد از آن وضو ساختند و به قدر حاجت خود از آن نوشيدند و چهارپايان خود را سيراب كردند و آنچه مىخواستند با خود بردند.»
ك) طعام بهشتى
عالم يهودى گفت: اين به حضرت موسى (ع) است كه منّ و سلوى عطا شد. پس آيا مانند اينها به محمّد نيز داده شده است؟ حضرت (ع) فرمودند:
«همين طور است و به حضرت محمّد (ص) برتر از آنها عطا شده است. خداوند عزّوجلّ تمام غنائم را براى او و امّتش حلال ساخت و پيش از او، براى هيچ كس حلال نساخته بود. پس اين از منّ و سلوى برتر است. علاوه بر اين، تنها نيّت خير را بدون عمل براى ايشان عمل صالح قرار داد و اين را درباره هيچيك از امّتهاى سابق قرار نداده بود. پس هرگاه يكى از ايشان قصد كار خيرى را بكند و آن را انجام ندهد، يك حسنه در دفتر اعمال او ثبت خواهد شد و در صورت عمل، ده حسنه نوشته مىشود.»
ل) ابرهاى سايهانداز
عالم يهودى گفت: اين حضرت موسى (ع) است كه ابرها بر او سايه انداختند. حضرت (ع) فرموند:
«همين طور است و اين كار براى موسى در «تيه» (بيابانى كه بنىاسرائيل در آن ساكن بودند) رخ داد و به حضرت محمّد (ص) برتر از آن داده شده است. خداوند ابرى را مقرّر فرمود كه پيوسته از ابتداى تولّد تا دم مرگ، در سفر و حضر بر سر مبارك او سايه اندازد. پس اين افضل و برتر از آن است كه به موسى (ع) عطا شده است.»
پى نوشتها:
[١]. طواسين، سوره «شعراء» و «نمل» و «قصص» اند كه همگى با طس شروع شدهاند.
[٢]. منظور از «مفصّل» بنا بر قول طبرسى عبارت است از سورههايى كه داراى «حم» است و تمام سورههاى كوتاه قرآن و علّت نامگذارى آنها به «مفصّل» به خاطر اين است كه با كوتاهى سورهها، بسم الله زياد تكرار شده است و از اين جهت سورهها از هم جدا گرديدهاند.
[٣]. به سورههايى گفته مى شود كه با «حم» شروع مىشود، مانند سورههاى «مؤمن»، «زخرف»، «سجده»، «شورى»، «احقاف»، «جاثيه» و «دخان».
[٤]. به سورههايى گفته مىشود كه با كلمهاى از مادّه «سَبَّحَ» شروع مىشود، مانند: سورههاى «اسراء»، «حديد»، «حشر»، «صف»، «جمعه»، «تغابن» و «اعلى».
[٥]. هفت سوره طولانى اوّل قرآن كه عبارت اند از: «بقره»، «آلعمران»، «نساء»، «مائده»، «انعام»، «اعراف» و «توبه».
[٦]. سوره حجر، آيه ٩٥.
[٧]. همان، آيه ٩٤.
[٨]. سوره شعرا، آيه ٦١.
[٩]. اخفاف (ج خُفّ) به همان معناى سُم است. اين كلمه فقط براى شتر و شترمرغ استفاده مىشود. (بستانى، فؤاد افرام، «فرهنگ ابجدى»، تهران، انتشارات اسلامى، چاپ دوم، ١٣٧٥، ص ٢)
(منبع روايت: طبرسى، احمد بن على، «الأحتجاج»، ترجمه جعفرى، تهران، اسلاميه، چاپ اوّل، ١٣٨١، ج ١، صص ٤٥٩- ٥٠٥.