ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - ٣ نفس رسول (مباهله)
بر اين دين نيستند.[١]
در اينكه امام على (ع)، نخستين مرد مسلمان بودند، هيچ اختلافى ميان شيعيان و سنّيان نيست. در قديمىترين كتاب اسلامى، «سيره ابن هشام»، آمده است:
نخستين كسى كه از جنس مردان به رسول خدا (ص) ايمان آورد و با او نماز گزارد و نبوّت او را تصديق كرد، على بن ابىطالببن عبد المطّلببن هاشم، رضوان الله و سلامه عليه، بود و آن جناب در آن روز ده ساله بود.»[٢]
امام على (ع) و رسول اعظم (ص)، هر دو تصريح مىكنند كه در ميان انسانها (چه زن و چه مرد) نخستين كسى كه مسلمان شد، حضرت على (ع) بود. لازم به ذكر است كه پيش از مبعث رسول اكرم (ص)، برخى از مردم «مكّه»، از جمله اجداد حضرت على (ع) و رسول اكرم (ص)، از پيروان دين حنفى و آيين حضرت ابراهيم (ع) بودند.
سعيدبن مسيّب مىگويد: از حضرت علىبن الحسين (ع) پرسيدم: علىبن ابىطالب (ع)، روزى كه مسلمان شد، چند سال داشت؟ حضرت فرمودند:
«مگر هيچگاه او كفر ورزيده بود؟ همانا روزى كه خداى عزّ و جلّ پيامبرش را به نبوّت مبعوث فرمود، على (ع) ده سال داشت و در آن روز هم كافر نبود و به خداى تبارك و تعالى و پيغمبرش (ص) ايمان داشت و از همه مردم سه سال زودتر به خدا و رسولش ايمان آورد و نماز خواند و نخستين نمازى را كه آن حضرت با رسول خدا (ص) خواند، نماز ظهر بود در دو ركعت؛ و خداى تعالى نماز را براى مسلمانانى كه در مكّه بودند، اين چنين دو ركعت، دو ركعت واجب كرده بود ...»[٣]
در اينباره، اميرالمؤمنين على (ع) فرمودند:
«من نخستين كسى هستم كه خدا را پرستيدم و به وحدانيتش معتقد شدم.»[٤]
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
«الَّذِينَآمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ؛[٥]
كسانى كه ايمان آوردهاند و ايمانشان با ظلم پوشيده نشده است، براى همانان امان [روز قيامت] است و آنان هدايت شدهاند»
ابان بن تغلب درباره اين آيه، از حضرت باقر (ع) پرسيد. حضرت پاسخ دادند:
«ابان! شما مىگوييد [ظلم]، شرك به خدا است ما مىگوييم اين آيه درباره اميرالمؤمنين، علىبن ابىطالب و اهل بيتش نازل شده است؛ زيرا آنها يك چشم بر هم زدن هم به خدا مشرك نشدند و هرگز لات و عزّى را نپرستيدند و او (حضرت على (ع)) اوّلين كسى بود كه با پيامبر نماز خواند و او اوّلين كسى بود كه پيامبر را تصديق نمود. اين آيه، درباره آن جناب نازل شده است.»[٦]
٢. مردى كه خود را به خدا فروخت (ليلة المبيت)
در تاريخ، افراد بسيار كمى، جان خود و خانوادهاشان را براى بهترين مردان عالم، به خطر انداختهاند. مثال و نمونه واقعى اين سخن، حضرت على، اميرالمؤمنين (ع) بودند كه در شب ليلة المبيت، در بستر پيامبر اكرم (ص) خوابيدند تا هجرت ايشان، با خطر كمترى همراه باشد.
خداوند در اينباره مىفرمايد:
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛[٧]
از ميان مردم كسانى هستند كه براى رضايت خداوند، خودشان را به او مىفروشند و خداوند نسبت به بندگانش رئوف و مهربان است.»
حضرت على (ع) مىدانستند كه در اين حال ممكن است كشته شوند؛ امّا با اين همه، لباسهاى پيامبر (ص) را پوشيدند و در بستر ايشان خوابيدند. خود ايشان در اينباره فرمودند:
«با جان خودم از كسى نگهدارى كردم كه بهترين راه روندگان بر ريگهاى زمين بود و بهترين كسى بود كه «بيت عتيق» و «حجر الأسود» را طواف كرد. پيامبرى از سوى خدا كه ترسيد از اينكه درباره او نيرنگ كنند، پس خداوند صاحب احسان. او را از نيرنگ نجات داد. رسول خدا (ص) در غار، در امنيت و حفظشده در مراقبت خدا و در پوشش ماند و من همواره آنها را مراقبت كردم و نتوانستند مرا زندانى كنند و من، خودم را براى كشته شدن و اسير شدن آماده كرده بودم.»[٨]
همچنين از ابنعبّاس، نقل شده است:
پيامبر خدا (ص) در شبى كه به سوى غار مىرفت، على را در بستر خود خوابانيد، ابوبكر آمد و سراغ پيامبر را از او گرفت. على (ع) به او خبر داد كه او رفته است، ابو بكر پيامبر را دنبال كرد و قريش در آن شب، به على نگاه مىكرد و او را مىزد. چون صبح شد، ناگهان على (ع) را ديدند و گفتند: محمّد كجاست؟ گفت: «نمىدانم». گفتند: اينكه از درد به خود مىپيچيدى براى ما غريب بود؛ چون، وقتى محمّد را مىزديم، او به خود نمىپيچيد؛ ولى تو چنين مىكنى.[٩]
در تأييد اين روايت، امام سجّاد (ع) چنين فرمودند:
«كسى كه جان خود را به خدا فروخت، على بن ابىطالب (ع) بود.»[١٠]
آنگاه اين آيه را خواندند:
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»
٣. نفس رسول (مباهله)
چند تن از علماى «نجران»[١١] براى گفتوگو و مباحثه به «مدينه» آمدند. پيامبر (ص) به آنان فرمودند: «شما را به آيين توحيد و يكتاپرستى دعوت مىكنم.» نمايندگان گفتند: اگر منظور از اسلام، ايمان به خداى جهان است، ما هم ايمان داريم. پيامبر (ص) فرمودند: «اسلام، نشانههايى دارد كه برخى اعمال شما نشان مىدهد كه به اسلام واقعى نگرويدهايد؛ مثلًا صليب مىپرستيد، گوشت خوك مىخوريد و براى خدا فرزند قائل هستيد.» نمايندگان گفتند: او (عيسى (ع)) فرزند خداست چون بدون پدر به دنيا آمده. پيامبر (ص) فرمودند: «وضع حضرت عيسى (ع) نظير حضرت آدم (ع) است.[١٢] اگر نداشتن پدر، دليل بر فرزند بودن خداوند است، پس حضرت آدم (ع) سزاوارتر است كه فرزند خدا باشد. چون نه پدر داشت نه مادر.»
نمايندگان گفتند: حرفهاى شما ما را قانع نمىكند، راهش اين است كه در وقت مُعينى مباهله كنيم و بر دروغگو نفرين فرستيم و از خدا هلاك او را بخواهيم.