ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - بشارت پنجم ماد ماد و دوازده پيشوا از نسل وى
خود بهترين شاهد بر اين نكته است كه مسيحيان منتظر ظهور فارقليط بودهاند.
بشارت چهارم: از جبل فاران مىآيد
واين است بركتى كه موسى، مرد خدا قبل از وفاتش به بنىاسرائيل داده و گفت: يهوه از «سينا» آمد و از «سعير» بر ايشان طلوع نمود و از «جبل فاران» درخشان گرديد و با كرورهاى مقدّسين آمد و از دست راست او براى ايشان شريعت آتشين پديد آمد. (تثنيه ١: ٢٣- ٣)
از آنجا كه ترجمههاى كنونى «كتاب مقدّس» در موارد زيادى متفاوت است و بسيارى از اين ترجمهها به صورت سليقهاى انجام مىپذيرد، لازم دانستيم تا ترجمه دقيق اين آيات را از كتاب پرفسور عبدالاحد داوود كه خود مسلّط بر زبان عبرى است، نقل كنيم: يهوه از سينا آمد و از سعير بر ايشان طلوع نمود و از جبل فاران درخشان گرديد و با ده هزار از مقدّسان و مؤمنان آمد و از دست راست او براى ايشان شريعت آتشين پديد آمد.
در اين آيات، خداوند به خورشيد تشبيه شده است. حضرت موسى (ع) در اين جملات، به ظهور سه پيامبر بزرگ الهى اشاره مىكند: سينا محلّ بعثت حضرت موسى (ع) است؛ سعير مكانى است كه حضرت عيسى (ع) به نبوّت رسيد و در فاران بود كه حضرت محمّد (ص) به پيامبرى بر انگيخته شد.
به اعتقاد اهل كتاب، فاران نمىتواند در «مكّه» باشد و در كتاب مقدّس اين نام بر مكانهاى ديگرى اطلاق شده است. لازم مىدانيم كه با مراجعه به كتاب مقدّس، به تحقيق در اينباره بپردازيم.
در سفر تكوين (١٣: ٢٥- ١٨)، آمده است:
اين است نامهاى پسران اسماعيل موافق اسمهاى ايشان، به حسب پيدايش ايشان. نخستزاده اسماعيل، نبايوت و قيدار و ادبيل و مبسام و مشاع و دومه و مسا و حدار و تيما و يطور و نافيش و قدمه و ايشان از «حويله» تا «شور» كه مقابل «مصر» به سمت «اشور» واقع است، ساكن بودند ....
از اين آيات مشخّص مى شود كه شور، منطقهاى بين مصر و «عراق» (آشور) و در شمال «جزيرة العرب» قرار دارد. حال با تعيين منطقه حويله و محلّ آن، مىتوان محلّ سكونت حضرت اسماعيل (ع) و فرزندان او را تعيين كرد. نام حويله در كتاب مقدّس، پيدايش (٢٩: ١٠) آمده است. او از فرزندان يقطان بوده است و با برادرانش همگى در «ميشا» كه كوهى از كوههاى شرقى است، زندگى مىكردند
حويله كيست و قوم و قبيله او در كجا بودهاند؟ در پيدايش (٢٦: ١٠- ٣٠) آمده است:
ويقطان الموداد و شالف و حضرموت و يارح درآورد و هدورام و اوزال و دقله و اوعوبال و ابيمائيل و شبا راو اوفيرو حويله و يوباب را، اين همه پسران يقطان بودند و مسكن ايشان از ميشا بود به سمت «سفاره» كه كوهى از كوههاى شرقى است. بدون شك، «سبا حضرموت» و «آزال» (نام قديمى شهر صنعاء) و «دقله» همگى در جنوب «جزيرة العرب» ودر كشور «يمن» قرار دارند؛ در نتيجه حويله نيز كه از برادران ايشان شمرده شده، در همين منطقه سكونت داشته است.
در «معجم كتاب مقدّس ويكليف»dictionary ycliffe bible w نيز به همين مطلب اشاره شده و آمده است كه اكثر محقّقان معتقدند منطقه حويله در شمال يمن قرار دارد. دليل ايشان نيز ارتباط اين منطقه با حضرموت و سبا مىباشد. آنچه گفتيم فقط به خاطر روشنتر نمودن اين مسئله است؛ امّا صرف نظر از تمام اين استدلالها منطقه حويله در همين زمان كنونى نيز در منطقه حيمه و در يمن وجود دارد.
از آنچه گفتيم، روشن مىشود حضرت اسماعيل (ع) و فرزندان ايشان بين شور در جنوب «اردن» و حويله در يمن اقامت داشتهاند كه اين منطقه همان «حجاز» مىباشد و مشهورترين شهر و مركز آن نيز مكّه است. از طرفى نيز مىدانيم كه حضرت اسماعيل (ع) در فاران اقامت داشته است. پيدايش (٢١: ١٢) پس فاران در همين منطقه واقع شده است.
بشارت پنجم: ماد ماد و دوازده پيشوا از نسل وى
وامّا در خصوص اسماعيل (ع)، تو را اجابت فرمودم: اينك او را بركت داده، بارور گردانم و او را بسيار كثير گردانم؛ دوازده رئيس از وى پديد آيند و امّتى عظيم از وى به وجود آورم. (پيدايش ٢٠: ١٧)
از آنجا كه ترجمههاى كتاب مقدّس معمولًا از دقّت كافى برخوردار نيست، لازم است به متن اصلى آن كه به زبان عبرى است، مراجعه كنيم. در متن عربى، نامى ذكر شده كه مترجمان آن را ذكر نكردهاند و آن بمادماد است.
بنابراين ترجمه دقيقتر عبارت چنين است:
واما در خصوص اسماعيل، تو را اجابت فرمودم. اينك او را بركت داده، بارور و بزرگ مىگردانم؛ بماد ماد و دوازده رئيس (پيشوا) كه از نسل او خواهد بود.
در اين بشارت به روشنى از بركت خداوند به اسماعيل و ظهور ماد ماد (يا بماد ماد) و دوازده پيشوا از نسل او خبر داده شده است.
حال بايد ديد كه مادماد و دوازده پيشوا چه كسانى هستند. برخى آنها را بر فرزندان دوازدهگانه اسماعيل تطبيق دادهاند؛ امّا با كمى تأمّل درمىيابيم كه تطبيق اين بشارت بر فرزندان اسماعيل (ع) صحيح نيست. براى روشن شدن اين مطلب، لازم است داستان يادشده و اين بشارت را دوباره مورد بررسى قرار دهيم
وچون ابرام نود و نه ساله بود، خداوند بر او ظاهر شد و گفت: ...
«و عهد خويش را در ميان خود و تو و ذرّيت بعد از تو استوار گردانم كه نسلًا بعد نسل عهد جاودانى باشد ....»
امّا زوجه تو ساراى نام، او را ساراى مخوان؛ بلكه نام او ساره باشد و او را بركت خواهم داد و پسرى نيز از وى به دنيا خواهد آمد و ملوك امّتها از وى پديد خواهند شد ...»
وابراهيم به خدا گفت: كاش اسماعيل در حضور تو زيست كند! ... و امّا در خصوص اسماعيل تو را اجابت فرمودم. اينك او را بركت داده بارور گردانم و او را بسيار كثير گردانم؛ بماد ماد و دوازده رئيس كه از وى پديد آيند و امّتى عظيم از وى به وجود آورم؛ ليكن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت ...
در اين داستان، ابراهيم به خداوند مىگويد: كاش اسماعيل در حضور تو زيست كند! خداوند به او جواب مى دهد كه: در مورد اسماعيل خواسته تو را اجابت نمودم.