ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤ - مصرف گرايى
مصرف گرايى
مصرفگرايى ياConsumerism كلمهاى است كه در دوران مختلف، دچار تغييراتى در معنا شده و اوّلين بار در سال ١٩٤٤ م. و بعد از پايان جنگ جهانى دوم و باز شدن بازارهاى اروپاى ويرانه به معنى «حفاظت از منافع مصرفكننده»، به كار مىرفته است؛ امّا اين مفهوم در زمان جنگ سرد با روى كار آمدن اقتصاددانهاى نسل جديد در سال ١٩٦٠ م. با معنى جديد «تشويق مصرف، به عنوان يك سياست اقتصادى» تبديل شد.
يكى از ريشههاى مصرفگرايى در انقلاب مصرفكنندگان، در «انگلستان» است كه از ١٦٠٠ م. تا ١٧٥٠ م. رخ داده است. در اين زمان با رشد صنعت و افزايش جايگاه توليد صنعتى و ايجاد كالاهاى لوكس، مردم به تدريج زندگى ساده مبتنى بر رفع نيازهاى اساسى را كنار گذاشته و شروع به استفاده بيشتر از كالاهاى لوكس، براى نشان دادن طبقه اجتماعى خود كردند. اين فرآيند، منجر به رشد مصرف و ايجاد مفهوم مصرف بيش از نياز اصلى شد كه پايههاى انقلاب صنعتى در انگلستان را تشكيل داد.
اين فضاى جديد و افزايش كارخانههاى توليدكننده، منجر به توليد بيشتر شد كه نياز به منابعى بيشتر از منابع محلّى داشت و در جهتى ديگر، نياز به نيروى كار ارزان و سرزمينهاى بكر براى فروش محصولات انباشته شده از توليدات صنعتى، منجر شد تا سيل عظيمى از دريانوردان به سوى سرزمينهاى جديد حركت كنند تا منابع مورد نياز كارخانهها و نيروى كار ارزان (بردههاى سياهپوست و ايرلندى) را براى اين صنايع تهيه كنند و محصولات توليدشده را در بازارهاى مصرف جديد عرضه نمايند.
در اين دوره، كالاها بر اساس نيازهاى ساده و كلّى به توليد مىرسيد. كالاهايى مانند پارچه، تنباكو، قند و شكر جزو اين كالاها بودند كه به تدريج بر تعداد آنها افزوده مىشد. توليدكنندگان لباس پى بردند كه بدن انسانها از نظر ساختار، شباهتهايى به هم دارد و تفاوتها بسيار زياد نيست. به كمك اين آگاهى، آنها به توليد انبوه لباسها در شكلها و فرمهاى مختلف كردند؛ ولى داراى استاندارد از نظر ابعاد بدن. اين روش به تدريج رشد پيدا كرد.
در طول اين سالها، با گسترش استعمار كشورهاى ديگر توسط قدرتهاى اروپايى و انتقال موادّ خام از مستعمرات به خاك اصلى كشورهاى استعمارگر و تبديل آنها به كالاهاى مصرفى و فروش آن در بازارهاى مستعمراتى، ثروت زيادى را براى كشورهاى استعمارگر اروپايى رقم زد. اين ثروت منجر به تقويت قدرت نظامى اين كشورها و تهديد يكديگر براى افزايش سهم در مستعمرات و در نهايت منجر به وقوع دو جنگ جهانى شد.
پس از وقوع جنگ جهانى و پايان عصر طلايى استعمار، اروپاى خسته و ويرانه از جنگ، بهترين بازار براى كالاهاى مصرفى كشورهاى دور از جنگ، به خصوص «آمريكا» شد. دولتمردان آمريكا با تشويق كشورهاى اروپايى به وام گرفتن و خريد كالا از آمريكا و ترويج مصرفگرايى، اقتصاد خود را كه ويرانه بود، بازسازى كردند. با اشباع شدن بازار در دهه شصت ميلادى، به دليل ورود كالاهاى اروپايى به بازار رقابت با كالاهاى آمريكايى، بازارهاى كالا با تزلزل روبهرو شد.
در اين زمان، ادوارد برنايز با كار كردن روى نظريه فرويد، تلاش كرد نظام اجتماعى و سياسى را بر اساس آن تفكّرات سامان بدهد. ادوارد برنايز، مبتنى بر آنچه كه از فرويد آموخته بود، دكترينى را ارائه داد كه بر اساس آن، به شركتهاى بزرگ آمريكا مشاوره داد تا از طريق