ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - رباخوارى
و رسوايىهاى اخلاقى يافت.
كودكى را در نظر بگيريد كه زير بمباران موقعيتهايى مملوّ از فحشا و بىاخلاقىها است. فضاى مجازى كه جزو لاينفكّ زندگى مدرن شده است، تا سرحدّ ممكن از وبسايتهاى هرزهنگارى، شبكههاى آنلاين جنسى و غيراخلاقى پر شده است. در خاك «ايالاتمتّحده»، به تنهايى بيش از ٢٥ ميليون وبسايت هرزهنگارى و ديگر زيرگروههاى مرتبط با آن موجود است؛ به گونهاى كه نسبت به جمعيت آمريكا براى هر ٥ نفر، يك وبسايت هرزهنگارى وجود دارد. در بخش ديگر، شبكههاى اجتماعى هستند كه در آن افراد مشهور و كاربران پرطرفدار، از هرگونه رفتارى براى جذب مخاطب دست به هر رفتارى مىزنند؛ از مصرف موادّ مخدر در ملأعام تا برهنه شدن و پوششهايى نامناسب و همچنين هك و تصويربردارى مخفيانه از آنها و پخش آن در فضاى مجازى، مىتواند از ديگر مثالها بر اين فضا باشند.
در سطح زندگى غيرمجازى و اجتماعى، با بررسى آمار وحشتناك ميزان روابط جنسى زنان و مردان پس از ازدواج (خيانت)، ولى با فردى غير از همسرشان، نشاندهنده شدّت بىاخلاقى در افراد جامعه است. همباشى ى ا زندگىهاى خارج از قاعده خانوادگى و ازدواج و عادى بودن و همينطور گرايش بيش از ٨٠% جامعه به اين نوع زندگى كه بنيانهاى زندگى زناشويى را متزلزل و ويران مىكند، تعهّد دو طرف به حفظ صيانت و مراقبت از خود و زندگى مشترك را نيز تا سطح بسيار كمى كاهش مىدهد. از اينرو، در جوامع غربى، ميزان خيانت زنان و مردان به يكديگر در رتبه حيرتانگيزى قرار دارد، به طورى كه اگر زوجى ديده شود در سنّ جوانى باهم ازدواج كرده و هيچگونه خيانت به يكديگر و تزلزلى در زندگى نداشتهاند، موجب تعجّب و حيرت ديگران مىشود.
همين عدم تقيد به مبانى اخلاقى عرفى و شرعى، زمينه بروز رسوايىهاى اخلاقى وسيعى را فراهم مىآورد؛ آنچنان كه بسيار شنيدهايد روابط جنسى نامشروع مقامات، مسئولان و افراد مشهور، به بيرون و رسانهها درز مىكند.
يك اثر مخرّب ديگر كه اباحهگرى بر فرهنگ مردم و جامعه گذاشته است، جايگزينى واژه همسر، با دوستدختر يا پارتنر (شريك) است. در واقع مسئله اصلى، جايگزينى ازدواج با همباشى است كه يكى از آثار آن، همين نامأنوس شدن اين واژه است. ديگر اثر اين همباشى، بچّههاى نامشروع است. بچّههايى كه حاصل يك شريكند، بدون اينكه همسر يكديگر باشند. شهوت كه در نزد دين مسيحيت گناهى است كبيره، آنچنان ماهيت بازدارندگى مذهبى خود را از دست داده است كه امروز آن را نماد آزادى انسان و پاسخگويى به نياز طبيعىاش مىدانند؛ امّا نيازى كه به درستى برطرف نشود، خود عاملى مخرّب خواهد بود.
رباخوارى
بانك، اوّلين مكان رباخوارى يهوديان شامل نيمكتهايى در شهر «ونيز» بود. مكانى كه در آن يهوديان طمّاع وامهايى با بهرههاى زياد به مردم مىدادند و آنها را مدّتها وامدار خود مىكردند. حال، روح آن بانك، امروز در دو بدن، يعنى بانك و بورس وجود دارد. جايى كه طمع، يكى از مذمومترين و زيانبارترين گناهان كبيره مسيحيت، مأمن يافته و طمع را، نه در بطن و پيكره خود، بلكه بر پيكره و موجوديت جامعه تزريق مىكند. اينكه چنين سازمانهايى ربا، يعنى جنگ با خدا را، در جامعه رواج مىدهند و كمتر كسى به آن اعتراض مىكند، نشاندهنده روح اباحهگراى حاكم بر جامعه است كه حتّى در مواجهه با رباخوارى، صرفاً منعتگرايى و سودگرايى را مورد نظر قرار مىدهد و به جنبه گناهآلود و مخرّب آن، اهمّيت نمىدهد.
هرچه بيشتر و بيشتر در تاروپود جوامع ليبرال، سكولار يا همان اباحهگرا مىنگريم، آثار مخرّب بيشترى را مىبينيم كه تمام جامعه را در برگرفته و تر و خشك را با هم مىسوزاند.
از سوى ديگر، خداوند بارها در اديان ابراهيمى اين را بيان داشت كه جوامعى كه در آنها، گناه رواج يابد، بر آنان عذابى عظيم نازل مىشود؛ عذابى كه فقط خداوند مىداند چه خواهد بود و تنها راه در امان ماندن از خشم بارىتعالى، رهاسازى خود و جامعه از اين منجلاب بىقيد و بندى و بازگشت به رعايت اصول اخلاقى و معنوى در آن مىباشد و به قول خداوند:
«إِنَّاللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛
خداوند قومى را تغيير نخواهد داد؛ مگر آنكه خود مايل به تغيير باشند.»
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ.