ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - عشق و محبّت در شرق و غرب
شمع كمفروغى را به نمايش گذاشته است كه در حدّاكثر كاركرد خود، تنها محدود به گزارههاى نفسانى مىگردد.
رواج فرهنگ عشق غربى به شكل عام و فرهنگ ولنتاين به شكل خاص، در طولانىمدّت سبب ظهور و بروز طبقهاى از خانوادهها مىشود كه در آن، مفهوم عشق آنقدر به سردى گذاشته است كه آن خانوادهها در عمل، دچار معضلى به نام طلاق عاطفى هستند.
عشق غربى در ذات خود و به سبب خاستگاهى كه دارد با مفهوم مصرفگرايى گرهخورده است. اگر در شرق، حرارت بيشتر عشق نشانه مهر و محبّت قلمداد شود، در غرب وقف مال و ثروت به پاى معشوق است كه ارزش و اعتبار مهر را مشخّص مىكند. اين نوع نگاه مادّى در غرب سبب مىشود كه فرد عاشق براى نشان دادن نهايت علاقه خود به معشوقش، دست به خريدن محصولات غيرضرورى بزند كه بعضاً قيمتهاى بسيار بالايى را دارند.
زمانى كه سياستگذارىهاى فرهنگى ما به سمت غربى شدن انحراف پيدا كند و ارزشها و الگوهاى كهن ما به دست فراموشى سپرده شود، ديگر مجالى براى تنفّس مفاهيم والاى شرقى و اسلامى باقى نمىماند؛ زيرا ما با غبارآلود كردن فضاى جامعه، سبب محو شدن اين مفاهيم شدهايم؛ بهگونهاى كه شايد اين مفاهيم هنوز در چند قدمى ما باشند و دور از دسترسى دوباره نباشند؛ امّا به علّت نديدن آنها، ديگر به آنان توجّهى نداريم. برخى از سياستگذارىهاى غلط در ايران كه سبب بالا رفتن سنّ ازدواج مىشود، دليل غربى شدن مفهوم عشق است. تأمين محبّت و مودّت، يكى از اهداف اسلام از ازدواج است؛ امّا اين هدف تنها با ازدواج به دست مىآيد. از ديدگاه اسلام، محلّ عرضه نمودن محبّت و مودّت، تنها كانون گرم خانواده است. اينگونه است كه تشكيل خانواده آنچنان از ديدگاه اسلام مهم و ضرورى جلوه مىكند كه پيامبر خدا (ص) در حديثى مىفرمايند:
«همسرداران، بهترين امّت من و بىهمسران، بدترين امّت من هستند.»
حال اينكه امروز به سبب سياستگذارىهاى نادرست، مانند طولانى كردن دوره تحصيل و اشاعه مدركگرايى، سربازى اجبارى، توليد محصولات سينمايى اغواگر، مشكلات اقتصادى و معيشتى و موارد بسيار ديگر، سدهاى بسيارى اعمّ از ذهنى و عينى را مقابل جوانان اين كشور قرار دادهايم؛ سدهايى كه همگى با يكديگر جمع بسته شده و سبب افزايش سنّ ازدواج گرديده است.
دامن زدن به تجمّلگرايى، يكى ديگر از بسترهايى است كه زمينه را براى ورود نگرش غربى به عشق، در «ايران» فراهم كرده است. در دين اسلام، همواره بر آراستگى تأكيد شده است. به همين منظور انسانها در قرآن به استفاده از زينتهاى خدا و آنچه حلال آفريده شدهاند، دعوتشده است؛ امّا از سوى ديگر، خداوند متعال انسان را از تجاوز و از حد گذراندن در استفاده از نعمتها نفى مىكند. اينچنين است كه در «سوره مائده» مىخوانيم:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چيزهاى پاكيزه را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نكنيد و از حد، تجاوز ننماييد؛ زيرا خداوند، متجاوزان را دوست ندارد.»
نتيجه مستقيم تجمّلگرايى، دنيايى ديدن همهچيز است. جامعهاى كه خوى كاخنشينى و تجمّلگرايى در آن گسترش پيدا كند، فساد در آن نهادينه مىشود؛ زيرا حقيقت را فقط در ظاهر و زرق و برق هر چيز جستوجو مىكند. عشق نيز از اين قاعده مستثنا نيست؛ بلكه تجمّلگرايى تأثير مستقيمى در نگرش عاطفى افراد مىگذارد. با افزايش خوى تجمّلگرايى است كه معنى عشق از ابعاد فرامادّى خود، به زير كشيده مىشود و به شكل مادّى در مىآيد. در بررسى آسيبشناسانه اين مسئله است كه شاهد رواج يافتن روز ولنتاين در جامعه ايران هستيم؛ روزى كه افراد، علاقه و محبّت خود را با خريدن كالاهاى لوكس و گرانقيمت، به يكديگر ابزار مىكنند؛ روزى كه در آن، هرچه هديه خريدارىشده گرانقيمتتر باشد، نشانه آن است كه عشق و محبّت بيشترى ميان افراد وجود دارد. تغيير نوع نگاه به زن در جامعه و سوق دادن زنان به بازار كار نيز از سياستگذارىهاى نادرست ديگرى است كه سبب ورود سبك زندگى غربى در نگرش به عشق، به ايران اسلامىشده است.