ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - عشق و محبّت در شرق و غرب
مىشود.
آنچه كه امروز به عنوان عشق، در جوامع غربى رواج دارد، از يكسو برآمده از فلسفه يونان و از سوى ديگر گرهخورده با عشق در تفكّر كليسا مىباشد كه از آيين و مسلك يهوديان وارد اين دين گشته است. از اين رو در ديدگاه مسيحيت، مسئله عشق كه يكى از اصلىترين پاسخها به آن، ازدواج و تشكيل خانواده است، ناديده گرفته مىشود؛ بلكه بهصورت جدّى نيز مورد شماتت قرار مىگيرد. در فرهنگ مسيحيت، عشق و پيمان زناشويى، قابلجمع بستن نيستند؛ زيرا در اين تفكّر، عشقى كه بهواسطه آن، انسانها با يكديگر پيمان زناشويى، مىبندند، در دشمنى با مذهب است؛ زيرا اين عشق از نگاه مسيحيتِ تعريف شده توسط يهود، با شهوت پيوند نزديك دارد و شهوت نيز امرى نكوهش شده و غيرقابل قبول عنوان مىشود. از اين روست كه در رساله پولس، از مهمترين يهوديان مخفى و خائن به دين مسيحيت، آمده است كه:
مرد را نيكو آن است كه زن را لمس نكند؛ ليكن براى دورى از زنا، مرد همسر خود را نگه دارد. به مجرّدان و بيوهزنان مىگويم كه ايشان را نيكوست كه مثل من بمانند و اگر پرهيز ندارند، نكاح كنند كه از آتش هوس بهتر است.
بر همين اساس، كشيشان حقّ ازدواج ندارند؛ زيرا ازدواج منتج به رابطه جنسى مىشود و رابطه جنسى، از هر نوع كه باشد، در مسيحيتِ تحريف شده، پليد دانسته مىشود. به همين منظور است كه برتراند راسل طبق نظريه سن پول دليل ازدواج را در مسيحيت اينگونه عنوان مىكند: هدف اصلى از پيوند زناشويى، نخست دفع افسد به فاسد و در هدف فرع، توليد مثل و بقايى انسان است.
در همين راستا در كتاب «سكرى سرور»، بىتا، ص ٦٨، درباره عشق در تفكّر مسيحيت گفته شده است كه:
بنابر ديدگاه انجيل، ازدواج تنها وسيلهاى جهت دفع شهوت و جلوگيرى از معصيت است و خود، ارزشمند نيست. اگرچه از ازدواج به عنوان آيين مقدّس ياد مىشود، ولى اين قداست ذاتى ازدواج نيست؛ بلكه نگاه به ازدواج به عنوان وسيلهاى جهت حفظ پاكى و تأمين نيازهاى جسمى است. بنابراين در صورت آلودگى به حرام، ازدواج مستحبّ مىشود وگرنه اگر كسى بتواند شهوت