ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - خوب و بد با ترازوى لذّت
مىكنند. مگر نه اينكه لذّت، تنها خوبى ذاتى است و وقتى كسى به اين خوبى دسترسى نداشته باشد، ديگر زندگى معنايى ندارد و در اين صورت، خودكشى هم كار بدى نيست. در كنار اين، آمار تجاوز به عنف بالاى ٠٠٠. ١٠٠ هزار نفر در سال قرار مىگيرد. از آنجا كه لذّتِ «من» از دردِ «تو» بالاتر است، پس تجاوز به عنف نيز كار خوبى است. همينطور كشتن، تمسخر و جنگطلبى نيز كارهاى خوبى هستند.
نكته اينجاست كه وقتى حرف از لذّت به ميان بيايد، وقتى حرف از منفعت به ميان بيابد، ديگر قضاوت نمىتواند صحيح باشد. ديگر، رئيس جمهور نيكسون، منفعت آمريكا را منفعت جهانيان مىداند؛ ديگر، اشاعه وحشىگرى و حيوانىگرى كار خوبى مىشود، چون لذّت و منفعت بالايى دارد؛ ديگر، صدمه رساندن به مخلوقات زنده خدا كار خوبى مىشود، چون لذّت و منفعت زيادى براى انسان دارد؛ صدمه رساندن به انسانهاى ديگر هم كار خوبى مىشود.
اصالت لذّت چيست؟ لذّت وقتى محور قرار مىگيرد كه تمام آنچه بااهمّيت است، همين زندگى موقّت باشد. اگر از ديدگاه دينى، خوب آن كارى باشد كه به ديگران منفعت برساند و بد، كارى كه به ديگران آسيب مىرساند، از ديدگاه لذّت، آسيب يا منفعت ديگران اصلًا اهميتى ندارد؛ چون لذّت با آتش حرص و طمع آهنگرى شده است و همواره اين آتش را در دل خود دارد. تأثير لذّت موقّتى است و عمر انسان هم موقّتى؛ ولى حرص و طمع همواره لذّت را طلب مىكند و نتيجه اين مىشود كه خوبى يا بدى، درستى يا نادرستى هر كارى با ميزان لذّت آن سنجيده شود. از اين گذشته، لذّت شما هم از هر چيز ديگرى مهمتر شود.
ثمره اين تفكّر اين مىشود كه پسرها و دخترها ديگر به سمت ازدواج نمىروند؛ چون لذّت مجرّدى بيشتر است. زنها ديگر به مادر شدن اهمّيت نمىدهند و مردها به پدر شدن. حرام و حلال ديگر اهمّيت خود را از دست مىدهند. ديگر براى جذّاب شدن مسابقات ورزشى بايد از دختران جوان استفاده كرد. ديگر براى حفظ بنيانهاى جامعه، بايد همجنسگرايى يا مقاربت با محارم را آزاد كرد (اتّفاقى كه اخيراً در «آلمان» رخ داد!) و شرم و حيا را از وجود دختران و پسران پاك كرد؛ آن هم با استفاده از راهكارهايى چون مختلط كردن مدارس از ردههاى اوّليه.
به راستى، اگر چنين تفكّرهايى، چنين معيارها و ملاكهايى در سبك زندگى مردمان يك جامعه نهادينه شوند، آن جامعه به كدامين سو مىرود؟ براى اوّلين بار در تاريخ كشور آمريكا، تعداد دانشآموزان رنگينپوست، از تعداد دانشآموزان سفيدپوست بيشتر شد و نمودارهاى جمعيتى نشان مىدهند كه رشد نژادهاى مردمان آمريكايى، همچنان ادامه پيدا خواهد كرد. آيا اين اتّفاق قابل قبول است؟ اينكه براى جبران كمبود جمعيت، آن هم به سبب رواج دادن لذّتگرايى، به وارد كردن جوانان از اقصا نقاط جهان تن داده شود؟ خوب، براى كشورى كه اصلًا با ريخته شدن خون نژادهاى اصلىاش به جايى كه اكنون هست، رسيده است، اين موضوع اهمّيتى ندارد؛ نه اين موضوع و نه هيچ ثمره و پيامد ديگرى. انسانى كه حيوان شد، كنترلش آسانتر مىشود.
ولى براى ما چه؟ اگر هر آنچه گفته شد، براى ما اهمّيت دارد، پس بايد اعتراف كرد كه در اين زمينه كمكارىهايى صورت پذيرفته است.
نكته پايانى: تنها با سياه نشان دادن وضعيت كشورهاى غربى، نمىتوان از پيشرفت اين روند لذّتگرايى جلوگيرى كرد. بايد زيبايىهاى سبك زندگى برتر خودمان را نيز بيشتر نمايان كنيم؛ ان شاء الله.