ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - ژئوكالچرال هفت گناه كبيره در آمريكا
گناهى كه در پى آن، تنبلى، چاقى، بيمارىهاى مختلف قلبى و عروقى و فيزيولوژيكى، مانند آرتروز و همچنين بيمارىهاى روانى، مانند افسردگى به وجود مىآيد. محقّقان بر اساس ميزان رستورانها و فستفودها اين نقشه را شكل دادهاند؛ امّا در ميان آمار محقّقان، مىتوان آثار ديگر، مانند ميزان شيوع چاقى، بيمارى قند و مشكلات قلبى ناشى از چاقى را ديد كه گواهى بر شيوع چشمگير اين گناه كبيره مسيحيت است.
امّا همين شكمپرستى، خود نيز در يك ارتباط تنگاتنگ با گناه كبيره ديگرى به نام سستى و تنبلى است. تنبلى نيروهاى انسانى را از كار و توليد دور كرده و آنها را صرفاً مصرفكننده بار مىآورد. بيمارىاى كه آمريكا و جامعه غرب، بلكه تمام دنيا را در برگرفته و انسانها را به چپاول افراطى منابع طبيعى وادار كرده است. محقّقان اين گناه را با بررسى ميزان گرايش جامعه آمريكا به سرگرمى و تفريح در نسبت به سرانه استخدام و كار سنجيدهاند. همچنين آمار بيكارى آمريكا كه جامعهاى وابسته به كارهاى ادارى و بوروكراتيك است و كمترين آمار شغلى در زمينه توليد مفيد و كاهش مصرفگرايى به نسبت كارهاى بوروكراتيك را دارا است، سبب گسترش و ابتلاى بيشتر افراد جامعه به مصرفگرايى صرف و گناه شكمپرستى مىشود.
گناه كبيره ديگر در نزد دين مسيحيت، حسد و حسادت است؛ واكنش رفتارىاى كه در بسيارى از انسانها سبب بروز رفتارهاى مختلف، مانند خشم، دزدى، قتل و ديگر رفتارهاى نابهنجار ديگر مىشود. در اين تحقيق، شاخص ميزان سرقت و دزدى، مورد استفاده محقّقان قرار گرفته است. همچنين خرابكارىهاى نابهنجار انسانها در زندگى خصوصى، كار و ديگر جنبههاى زندگى يك فرد حقيقى يا حقوقى كه موجب از بين رفتن زندگىهاى زناشويى و جمع خانوادهها، خرابكارى در دستاوردهاى محقّقان و شركتها توسط عوامل خرابكار رقيبانشان، جنگافروزى و تحريمهاى ايالاتمتّحده عليه ديگر كشورها و دولتها به خاطر حسد و عدم تحمّل رقيب كه يكى از دلايل اينهاست، گواه بروز و گستره اين گناه در بين مردم، دولت و صاحبان قدرت در خاك اين كشور است.
اگر بخواهيم دو گناه را در ارتباط تنگاتنگ و حتّى سيكلگونهاى با يكديگر در نظر بگيريم، مىتوانيم حسد و طمع را عنوان كنيم؛ رابطهاى كه هر يك مىتوانند ديگرى را منتج شوند، سواى از اينكه خود از چه علّتى معلول شدهاند. طمع را در هر برهه تاريخى مىتوان همتراز با گناه شهوت و از شايعترين و خطرناكترين عاملان برشمرد. طمع، حرص افراطى براى رسيدن به آنچه مورد نياز نيست يا آنچه وقتش يا حقّش نيست، مىباشد. طمع، اغنيا را غنىتر و فقيران را فقيرتر، انسانها را به گناه و دزدى و خشونت ترغيبتر و بنيادهاى وجود انسانى را ضعيف مىكند. مىتوان طمع را عامل اصلى امپرياليسم آمريكا در منطقه خاورميانه، براى كسب قدرت و منابع و ديگر اهداف دانست. همچنين مىتوان آن را عامل اصلى سقوط اقتصاد جهانى و افتادن ايالاتمتّحده در باتلاق بدهى ١٨ تريليون دلارىاش دانست. اينها نمونههاى بزرگ براى اين مسئله بود كه عنوان شد؛ امّا اختلاف طبقاتى وحشتناك در آمريكا، شاخص اصلى اين محقّقان در اين پژوهش بوده است.
سالهاست كه در خبرها هر از گاهى خبرى از كشته شدن تعدادى انسان در يك محل توسط يك فرد مسلّح در خاك ايالاتمتّحده مىشنويد. گاه در سينما، گاه در مدرسه، گاه در مركز خريد و ديگر معابر عمومى، افرادى يا با اختلالات روانى لحظهاى ناشى از فشار اقتصادى يا اجتماعى، افراد داراى سوءسابقه و ... دست به انجام چنين كارهايى مىزنند. آمارهاى جرم و جنايت، قتل، تجاوز و سرقت مسلّحانه، باندهاى جنايتكار و ديگر گروههاى نابهنجار، نشاندهنده عمق خشونت در خاك آمريكاست؛ خشونتى كه در مسيحيت گناهى است كبيره. اين نقشه بر اساس آمار جرم و جنايت و تجاوز در سازمان اف. بى. آى. تهيه شده است.
در مسيحيت مادر تمام اين شش گناه را گناه تكبّر بيان مىكنند؛ تكبّرى كه گاه ممكن است خشونت، گاه حسد، طمع يا ديگر گناهها