ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٥ - نگرشى به زيارت آل ياسين
ديوار وارد شد كار نابجايى كرده وچه بسا به مقصد نرسد و آسيبىمتوجه او گردد. عقل و شرع چنينكسى را مذمت مىكند.
همان گونه كه باب و در وسيلهارتباط است كه هركسى بخواهد بهطور صحيح وارد خانهاى شود بايداز در وارد گردد يا بخواهد به شهرىداخل شود بايد از دروازه بيايد، اينخاندان هم باب و در هستند؛ هركسى مىخواهد به خدا برسد و بهمقام قرب حق نائل آيد و بهرهاى ازكمالات ربانى ببرد، بايد از طريق اينخاندان قدم بردارد و از اين باب و دربيايد والا به مقصد نرسيده خسته ووامانده چه بسا به پرتگاهى مبتلاشود و خسران و زيانى براى خود ودگران به بار آورد.
جهت ديگرى كه در باب قابلتوجه است اين است كه در عنوانىاستبراى احترام يا اهانت و سمبلىبراى تجليل يا تحقير و نشانى براىاظهار محبت و دوستى يا عداوت ودشمنى.
توضيح مطلب اين كه:
گاهى انسان مىخواهد بهمحضر شخص بزرگى شرفيابشود و بوسهاى بر دست عالم ربانىبگذارد و اداى احترامى نسبتبهشخصيتى داشته باشد ولى به ديدارخود او موفق نمىشود؛ مىآيد برآستان و در خانه او بوسهاى مىزند؛ به باب او اداى احترامى مىنمايد و ازآستان او تبرك مىجويد. متقابلاوقتى از كسى سخت متنفر است ومىخواهد به هر وسيلهاى شدهانزجار خود را از او نشان دهد ولىخودش را نمىبيند، مىآيد و در خانهوى خاكروبه مىريزد و آستانه او راآلوده مىكند و مشت قهر بر درسراى او مىكوبد؛ به جاى اين كهكوبه مهر را به نوا درآورد.
خاندان رسالت عليهم السلامابواب اللهاند و امام زمان عليهمالسلام باب الله. مىخواهى به خدااحترام بگذارى؛ بيا به اينان احترامبگذار. مىخواهى به خدا اظهار محبتكنى؛ بيا مهرت را به باب الله اظهاركن.
اينجاست كه سر احاديثبسيارى كه به اين مضمون رسيده ودر زيارت جامعه هم مىخوانيمروشن مىشود كه چرا من والاكمفقد و الى الله و من عاداكم فقد عادىالله و من احبكم فقد احب الله و منابغضكم فقد ابغض الله و مناعتصم بكم قد اعتصم بالله.[١]
ولايت و عداوت و دوستى ودشمنى اينان محبت و بغض حقمتعال است. آخر باب الله هستند. همان طور كه اگر به در خانه كسىنگاه غضب آلوده كنى به صاحبخانه جسارت كردهاى، اگر به بابالله هم كج نگاه كردى از مسير حقكجشدهاى. هر كسى براى باب خودحرمتى قائل است؛ خدا احترامىبراى باب خويش قائل نباشد؟ هيهات!
نكته دگرى كه در مورد در قابلتوجه است ارتباط و تناسبى است كهميان در و آنچه در پس در استموجود است. نوعا كم و كيف باببيانگر وراء باب است. كوچكى وبزرگى رفعت و عظمتيا پستى وحقارت و ساير خصوصيات درمىتواند معرف خانه و صاحب خانهباشد كه اگر تناسبى نداشته باشدمىگويند اين در به اين خانهنمىخورد.
نقل شده است كسى در خانهاىرا ديد بسيار با عظمت و رفعت. باتوجه به همين ارتباط و تناسب- كهاين در بزرگ و رفيع نشانه وجودشخصى كريم و گشاده دستى درپس اين در و ميان اين خانه است- بهطمع افتاد و مسالتى نمود ولى عطاىكمى به او نمودند. گفت: يا درتان راكوچك كنيد يا بخششتان را متناسببا اين در قرار دهيد.
آرى، اين خاندان باب اللهاند. مقامبابى و منصب درى آنان بايد با مقامربوبى مناسبتى داشته باشد تا كسىنگويد اين در به اين خانه نمىخورد واين باب تناسبى با اين بيت و صاحباين بيت ندارد. اينان باب هستند اماباب الله؛ در هستند اما درى كهمىخواهد وسيله ارتباط خلق با خالقباشد و بابى كه مردم از آن به حقبرسند و به مقام قرب او نائل آيند. هرچه از عظمت اين باب در نظربگيريم، راه به جايى نبردهايم.
امروز در عالم هستى خدا يكباب دارد و آن وجود مقدس حضرتخاتم الاوصياء، عجلالله تعالىفرجه، است كه هر كس مىخواهد به آنجاكه بايد برسد، بايد از اين در واردشود. خداى در ديگرى ندارد، مقام