ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - ٥- دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان امام
راه ظهورش هستند از مردم تمامى زمانها والاترند. چرا كه خداى، ايشان را، آنچنان خرد و انديشه و آگاهى بخشيده كه نهانى مهدى (ع) نزدشان همتاى پيدايى اوست. اينان همانند رزمندگان ركاب پيامبر خدايند، اينان مؤمنان ويژه و شيعيان راست كردار ما بوده در عيان و نهان مردم را به سوى دين خداى بزرگ فرا مىخوانند.[١]
٤- تسليم محض به امام
ائمه، هادى امت و صراط مستقيم الهىاند. آنانند كسانى كه مشمول نعمتالهى گرديده و ما هر شبانه روز ده بار پايدارى در صراطشان را از خداوند خواستاريم. امام سجاد (ع) مىفرمايند:
همانا دين خداى عزوجل با عقلهاى ناقص و انديشههاى باطل و معيارهاى نادرست به دست نمىآيد و فقط از طريق تسليم حاصل مىگردد. پس هر كه تسليم ما گردد، سالم مىماند، و هر كه به ما اقتدا كند، هدايت شود و هر كس به تشخيص و فهم خود عمل مىكند، هلاك مىشود و هر كه نسبت به (پذيرفتن) احاديث ما يا احكام ما، در دل احساس سختى نمايد، به آن كه سبع مثانى و قرآن بزرگ را نازل فرموده (خداوند متعال) كافر شده بدون آنكه خودش بداند.[٢]
چشمه حقيقت از خانه اهل بيت مىجوشد و هر فهمى بدون تأييد امام بىارزش است. آنانكه به درجه ارجاع و تسليم به امام نرسيدهاند؛ از مرز ايمان خارجند كه امام محمد باقر (ع) مىفرمايند:
بنده، مؤمن نخواهد بود مگر آنكه معرفت خدا، رسول او و همه امامان و امام زمان خود را داشته باشد و به آن حضرت ارجاع دهد و تسليم ايشان باشد.[٣]
بنابراين، وظيفه منتظر در دوران غيبت ارجاع امور به امام عصر است. همانطور كه در دوران ائمه تا امام زمن حق رجوع و حل و فصل مشكلات دينى مردم به علماى پرهيزكار از سوى امامان داده مىشد. در زمان غيبت نيز اين حق به امر امام به راويان حديث در مواجهه با حوادث واقعه داده شده است.
غيبت حضرت و نديدن ايشان سلب توفيقى است بس عظيم كه شيعيان را در عصر غيبت بىقرار ساخته است. ولى شيعيان كه صفت ممتازشان تبعيت از امام و مولايشان است به امر ايشان براى كسب علم ائمه به سراغ شاگردان، رهروان و عالمان طريق امامت مىروند تا با تبعيت از علماء، ارادت و تسليم خود را به امام ابراز دارند و علم صحيح را از شاگردان صديق و با تقواى ائمه دريابند. بنابراين منتظر، طريق تسليم را با تقليد صحيح از علما طى مىكند هر چند خود را ناكام از امر صريح امام و سعى در وسعت علوم ايشان مىيابند.
٥- دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان امام
امام عصر كه آخرين امام وصى پيامبر است نه تنها در اسم و نشان، كه در خُلق و خو بسيار شبيه جد بزرگوارشان هستند. آنجا كه قرآن در مورد خلق نيكوى پيامبر (ص) مىفرمايد:
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ[٤]
و ايشان را خلف لين و ملايم معرفى مىكند وصى او را نيز صاحب اين محاسن مىداند. چنين برخورد و حسن خلقى از سوى پيامبر تنها شامل حال مؤمنان مىشد و اگر نه قرآن سيماى حضرت را در برخورد با كافران و آنانكه حضرت را به نبوت مىشناختند، مانند شناختى كه از فرزندانشان داشتند، ولى از روى عناد منكر مىشدند، بسيار سختگير بيان مىدارد.
دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان امام، امرى واجب بر مؤمنين در دوران غيبت است كه در زيارت امام شهيدان مىخوانند:
انّى سلمّ لمن سالمكم و حربّ لمن حاربكم الى يوم القيمة[٥]
و پيامبر اكرم (ص) در بيان حالشان مىفرمايند:
خوشا به حال كسى كه حضرت قائم از اهل بيت مرا درك نمايد در حالى كه در زمان غيبت او پيش از ظهورش، به امامت او معتقد بوده و با دشمنانش دشمنى كرده باشد. چنين كسى از رفقا و دوستان من و از گرامىترين امت من نزد من در روز قيامت خواهد بود.[٦]