ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - نكات روايت
غيبت، اعتقاد به امامت و ولايتنيست؟ اگر چنين است، پس ديگرنقش دعاى تعجيل فرج در اين ارتباطچيست؟ آنهم نقشى همسنگ وهمرديف با اعتقاد به ولايت و امامت؟!
پاسخ به اين پرسش آن است كه: درست است كه ميزان و ملاك نجاتو سعادت در زمان غيبت، اعتقاد بهولايت و امامت است؛ اما نكته بسيارمهم در اين زمينه، ثبات قدم و پايدارىبر اين اعتقاد است و آنچه در حديثمزبور به عنوان «دعاى تعجيل فرج» از آن ياد شده، در حقيقت پشتوانه وضامن تحقق اين ثبات قدم است.
اگر بگوييد: در ميان عواملگوناگون همچون انتظار فرج، بعدسياسى و ظلمستيزى ولايت، محبتو عشق به امام عصر، عليهالسلام، ومانند اينها، چرا «دعاى تعجيل فرج» زمينهساز و ضامن پايدارى و ثباتقدم بشمار آمده است؟
پاسخ اين است كه: دعاى تعجيلفرج، تمام عوامل ديگر را در بر دارد؛ زيرا كسى كه با آگاهى و براستىبراى تعجيل در ظهور مولايش دعامىكند، حتما منتظر هم هست؛ دلش ازمحبت و عشق به امام زمانش آكندهاست؛ در بعد سياسى و ظلمستيزىنيز جز ولايت و امامت آن حضرت ونايبان ايشان را نمىپذيرد، و ...
بنابراين دعاى تعجيل فرج بامفهومى اين گونه گسترده، عميق وجامع براستى مىتواند پشتوانه ثباتقدم در زمان غيبت و اعتقاد به امامتو ولايتباشد؛ در حالى كه هيچ يك ازعوامل ياد شده ديگر (بدون دعاىتعجيل فرج) لزوما چنين نيست.
بنابراين، مفهوم حديث امامعسگرى عليهالسلام به اين معنابازمىگردد كه: در زمان غيبت امامعصر عليهالسلام، تنها كسى اهلنجات و رستگارى است كه به لطف وتوفيق الهى: «معتقد به ولايت و امامتآن حضرت بوده و بر اين اعتقاد ثابتقدم بماند.» و دعاى بر تعجيل فرجبهترين عامل و زمينهساز اين ثباتقدم است.[١]
نكات روايت
نكات اين روايت گرانقدر به اشاره- چنانكه ديديم- چنين است:
١- نجات و رستگارى در زمانغيبت، نعمتبزرگى است كه نصيبهمه كس نمىشود.
٢- اين نعمتبزرگ فقط ارزانىكسى مىشود كه در اعتقاد به امامتو ولايت امام عصر، عليهالسلام، ثابتقدم بماند.
٣- دعاى تعجيل فرج راستين وواقعى، بهترين عامل تحقق اين ثباتقدم است.
٤- اين عامل، نشانگر وجودعوامل ديگر مانند انتظار فرج، محبت، ظلمستيزى، تقوا و بندگى و مانند اينهانيز هست، در حالى كه عكس آن لزومو حتميت ندارد.
٥- دعاى تعجيل فرج، فيض ونعمت و توفيق خاص الهى است.
روايت دوم: اين حديث از حضرتباقر عليهالسلام است كه در طى آنمىفرمايد:
... ان اصبحتم يوما لا ترونمنهم احدا فاستغيثوا بالله عز وجل ... فما اسرع ما ياتيكم الفرج.[٢]
هرگاه صبحگاهان روزى ديديد كهامامى از آل محمد غايب گشته او رامشاهده نمىكنيد، پس به درگاهخداوند عز و جل استغاثه نماييد (وفرج و ظهور او را از پروردگاربخواهيد) ... پس چه زود باشد كه فرجو گشايش به شما رخ نمايد.
نكات اين روايت:
١. در اين روايت گرانقدر، گرچهلفظ «تعجيل فرج» ظاهرا به كار نرفته؛ اما بخوبى در آن نهفته است، زيرافراز اول حديثشامل دو جمله است:
الف) هرگاه روزى امامى از آلمحمد غايب شد و او را نديديد؛
ب) پس به درگاه خدا استغاثهنماييد؛
و جمله آخر نيز مىفرمايد:
پس خدا بزودى باب فرج وگشايش را به روى شما مىگشايد. اين سبك و سياق و نتيجهگيرى درروايت، نشانگر آن است كه منظور ازدرخواست از خداوند، درخواستظهور و ديده شدن امام و دسترسىبه اوست. (يعنى همان درخواستتعجيل فرج)
٢. تعبير «استغاثه» از «دعا» بسيار محكمتر و مؤكدتر است؛ يعنىدر زمان غيبت، نه تنها دعا ودرخواست، بلكه بايد سختبه درگاهحضرت حق عجز و ناله و طلبفريادرسى كرده و تعجيل فرج امام