زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٨٤ - مواضع سياسى آيت الله گلپايگانى قدس سره
نگهبانى براى اصول ديگر قانون اساسى باقى نخواهند ماند ... اگر كسانى تصور نمايند كه ممكن است با قدرت ارتش، قوانين خلاف شرع مقدس را بر مردم مسلمان ايران تحميل نمايند، سخت در اشتباهند ...»[١]
محمد رضا پهلوى بعد از فوت آيت الله بروجردى اصلاحات را آغاز كرد و در حقيقت مىخواست، قدرت نهاد مقابل خود را آزمايش كند؛ لذا به تصويب طرح انجمنهاى ايالتى و ولايتى دست زد. تصويب اين طرح عرصهاى براى ارزيابى قدرت نهاد مرجعيت و همينطور شناسايى عناصر مخالف و مبارز روحانيت، مجامع و مراكز علمى، مذهبى بود، تا بتواند در آينده فعاليت آنها را كنترل كند.[٢]
به نظر مىرسد شاه انتظار مخالفت و مقاومت شديد نهاد مرجعيت و روحانيت را نداشت و تصور مىكرد با فوت آيت الله بروجردى، مرجعيت شيعه- بويژه قم- دچار پراكندگى شده است و آنان قدرت اقدام پكيارچه را نخواهند داشت؛ زيرا در قم امور حوزه و مرجعيت بيشتر به وسيلهى آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه و شريعتمدارى اداره مىشد و در كنار ايشان امام خمينى قدّس سرّه، آيت الله مرعشى نجفى، محقق داماد، حاج مرتضى حائرى به فعاليت علمى مىپرداختند.
برخلاف انتظار دولت و شخص شاه، مخالفت و واكنش روحانيت، قاطع و شديد بود.
به دنبال اعلام تصويبنامهى لايحهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى، مراجع و علماى طراز اول قم به دعوت امام خمينى قدّس سرّه در منزل آيت الله مرتضى حائرى يزدى تجمع مىكنند.[٣] سرانجام لايحهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى با مخالفت و مقاوت پىگير و قاطع مراجع تقليد از جمله آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه روبهرو و از سوى هيأت وزيران رسما ملغى گرديد؛ سپس شاه تصور كرد كه اگر خود مجرى چنين رفورمهايى شود با مخالفت جدى مواجه نشده و اقداماتش با موفقيّت همراه خواهد بود. آنچه شاه را واداشت تا مسئوليت اين كار را بر عهده گيرد، تعهّدى بود كه در قبال تعويض و بركنارى على امينى به آمريكا
[١]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، اسناد انقلاب اسلامى، ج ١، تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامى، صص ٣٦- ٣٨
[٢]. ر. ك: حميد روحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى قدّس سرّه، ج ١، راه امام، تهران ١٣٦١، ص ٢١٠
[٣] همان، ص ١٤٩