زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٨٥ - مواضع سياسى آيت الله گلپايگانى قدس سره
سپرده بود؛ در واقع رفورمهاى مذكور كه پيش از اين در قالب لايحهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى با شكست مواجه شده بود، با حذف و اضافاتى مجددا مورد توجه قرار گرفت؛ ازاينرو شاه در ١٩ دى ماه سال ١٣٤١- سالروز اصلاحات ارضى- به طور رسمى اعلام كرد كه قصد دارد اصول ششگانهاى را به رفراندوم بگذارد. اين اصول كه شاه به آنها نام انقلاب سفيد داده بود، در حقيقت همان رفورمهايى بود كه آمريكا به كشورهاى توسعه نيافته اعلام كرده بود.[١] آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه و ديگر مراجع قم در جلسهاى كه تشكيل دادند، به دليل اينكه مذاكرات آنها به نتيجه نرسيد، آيت الله آقا روح الله كمالوند- كه از علماى بزرگ خرمآباد و داراى شمّ سياسى بود- را نزد شاه روانه كردند؛ شاه در پاسخ به پرسشهاى مرحوم كمالوند به جاى ارايهى توضيح روشنى، مىگويد:
«اگر آسمان به زمين بيايد و زمين به آسمان برود من بايد اين برنامه را اجرا كنم، زيراگر نكنم از بين مىروم.»[٢]
با اصرار شاه بر اجراى اين برنامه، سرانجام رفراندوم با نيرنگ، تقلب و تهديد گسترده در ششم بهمنماه ١٣٤١، برگزار مىشود و بنا به اعلان رسانههاى گروهى پنج ميليون و ششصد هزار نفر به لوايح مذكور رأى مثبت دادند. متعاقب اين عمل، مخالفت آيت الله گلپايگانى، قدّس سرّه مراجع ديگر و مردم به پيروى از آنها با رژيم پهلوى شروع شد، كه اين خود مقدمهاى براى شروع انقلاب اسلامى به رهبرى عالمان دينى بود. هرچند سابقهى مخالفت آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه با رژيم پهلوى به دورهى رضا خان باز مىگردد، اما ظهور امام خمينى قدّس سرّه در صحنهى سياسى ايران، از اوايل دههى چهل، نقطهى عطف و فصلى جديد در مبارزه با محمد رضا پهلوى پديد آورد. شاه در ٢٣ اسفند ١٣٤١، طى سخنانى نسبت به يك سركوب قريب الوقوع هشدار داد.[٣] مراجع قم نيز همراه امام خمينى قدّس سرّه در همان روز، با صدور اعلاميهاى، نوروز ٤٢ را عزاى عمومى اعلام كردند. از آنجا كه هر سال گروه بىشمارى از مردم در ايام نوروز براى زيارت حضرت معصومه (س) و ديدن مراجع به قم مىآمدند، آن سال اين حضور، وسيلهاى براى
[١]. محمد حسن رجبى، زندگينامهى سياسى امام خمينى قدّس سرّه، مؤسسهى فرهنگى قبله، تهران ١٣٧٦، ص ١٨١
[٢]. همان، ص ٨٠ با اندكى تصرف
[٣]. سيد حميد روحانى، پيشين، ج ١، ص ٣٣٦