غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٨١ - پاسخهاى دندانشكن مسلم
ابن زياد گفت: تو گمان مىكنى برايت در اين كار (زمامدارى) بهره و نصيبى هست؟! مسلم ٧ گفت: سوگند به خدا نه اينكه گمان دارم، بلكه يقين دارم.
ابن زياد گفت: بگو بدانم چرا به اين شهر (كوفه) آمدهاى و محيط آرام اين شهر را به هم زدهاى، و در بين مردم اين شهر، تفرقه اندازى كردهاى؟! مسلم ٧ فرمود: منظور من از آمدن به اين شهر، تفرقه افكنى نبود، بلكه اين شما بوديد، كه كارهاى زشت را آشكار، و كارهاى نيك را از ميان اجتماع برديد، و بدون رضاى مردم بر آنان حكومت كرديد، و دستورهاى الهى را واژگونه بر مردم تحميل نموديد و همچون كسرى و قيصر (شاه ايران و روم) در ميانشان رفتار نموديد، ولى ما آمديم تا برنامه امر به معروف و نهى از منكر، و دعوت به حكم قرآن و سنّت پيامبر ٦ را اجرا كنيم، و صلاحيّت و لياقت اين كار را بر طبق دستور رسول خدا ٦ داشتيم.
ابن زياد [كه سخت عصبانى و شعلهور شده بود] به ياوهسرايى و سخنان ركيك و ناسزاگويى به مقام ارجمند حضرت على، حسن، حسين و عقيل ٨ پرداخت.
حضرت مسلم ٧ فرمود:
انت و ابوك احقّ بالشّتم، فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ يا عدوّ اللّه، تو و پدرت سزاوارتر به دشنام هستيد اى دشمن خدا هر چه مىخواهى انجام بده.