غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٦٧ - سرنوشت منذر بن جارود
آنچه از من خواسته بودى آگاه شدم كه مرا دعوت فرمودهاى تا بهرهام را از اطاعت تو برگيرم، و به نصيبى كه در پرتو يارى تو حاصل مىشود برسم، همانا خداوند هيچ گاه زمين را از انسان خيرانديش و پيشواى نجات و رستگارى خالى نمىنمايد، امروز شما حجّت خدا بر خلقش، و امانت خدا در زمينش هستيد، شما شاخهاى از همان درخت احمدى مىباشيد كه پيامبر ٦ ريشه آن درخت است و شما شاخههاى آن مىباشيد، به سوى ما تشريف بياور كه آمدنت را به فال نيك مىگيرم، من قبيله بنى تميم را مطيع و فرمانبردار تو نمودهام به گونهاى كه اطاعت آنها از تو و شيفتگى آنها به تو از اشتياق شترى تشنه كه شكمش پر از غذا شده نسبت به چشمه آب، بيشتر است، و همچنين قبيله سعد را فرمانبردار تو نمودهام، و ننگ مخالفت با تو در دامانشان را با بارانى كه از ابر سفيدتر از برف درخشان، مىبارد شستهام.
اين نامه به دست امام حسين ٧ رسيد، وقتى كه آن را خواند، خرسند شد و در شأن يزيد بن مسعود چنين فرمود: «تو را چه مىشود (كه اين گونه شور و شوق دارى) خداوند تو را از ترس قيامت ايمن گرداند، و به تو عزّت دهد، و از شدّت تشنگى آن روز سيرابت كند.» يزيد بن مسعود، در بصره لشكرى مهيّا كرد تا خود را به امام حسين ٧ برساند و او را يارى كند، اندكى قبل از حركت خبر رسيد كه امام حسين ٧ را به شهادت رساندهاند، از اينكه از چنان سعادتى محروم شده بسيار ناراحت و غمگين شد، به طورى كه بىتابى مىكرد.
سرنوشت منذر بن جارود
چنان كه قبلا ذكر شد دومين شخصيت از شيعيان بصره كه امام