غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢٨
اندوه من تمام شود و از گريهام كاسته گردد؟»
اشعار عميق مؤلّف در سوگ شهيدان
من اكنون اشاره به آن حضرات شهيدان (صلوات و سلام خدا بر آنها) كرده مىگويم:
|
من مخبر الملبسينا بانتزاحهم |
ثوبا من الحزن لا يبلى و يبلينا |
|
|
انّ الزّمان الذى قد كان يضحكنا |
بقربهم صار بالتّفريق يبكينا |
|
|
حالت لففدهم ايّامنا فغدت |
سودا و كانت بهم بيضا ليالينا |
|
«كيست خبر دهنده به شهيدان كربلا كه به آنها بگويد شما با فراق خود، لباسى از غم و اندوه بر تن ما پوشانديد كه هرگز پوسيده و كهنه و نابود نمىشود، بلكه ما را پريشان و نابود مىكند.
همان گونه كه زمانى وصال آنها ما را شاد مىكرد، اينك فراقشان ما را به گريه مىاندازد.
روزگار بر اثر فقدان و فراق آنها واژگون و تاريك و تيره شد، همان روزگارى كه به وسيله آنها شبهاى ظلمانى ما روشن مىگرديد.» آنچه را كه تصميم داشتيم در اين كتاب بنويسيم به پايان رسيد، كسى كه به نظم و شيوايى مطالب اين كتاب، در عين اختصار و حجم كوچكش اطّلاع يابد، به امتياز اين كتاب، نسبت به كتابهاى مشابهش پى مىبرد، و برتريش را درك مىكند.
حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است، و صلوات و سلام بر محمّد ٦ و آل پاك و پاكيزهاش باد.
الحمد للَّه اوّلا و آخرا.
(پايان)