غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢٣ - زبان حال خانههاى مدينه، در سوگ حسين
و مكارم اخلاق با بريده شدن انگشتانشان، رخت بربست، و ارزشهاى انسانى با فقدان جمال دل آرايشان زبان به شكوه گشوده است، و با فقدان اعضاى آنها زيباييها از ميان رفت، و احكام خدا از وحشت بازگشت آنها به سراى آخرت، ناله جانسوز سر مىدهد.
اى خداى فريادرس! آه! از آن مجسّمه تقوايى كه خونش در اين جنگها ريخته شد، مجسّمه كمالى كه پرچمش در اين حوادث واژگون شد، من اگر از مساعدت و همجوارى خردمندان محروم شدم، و مصائب به وجود آمده از ناحيه بىخردان مرا تنها و خوار نمود، ولى در عوض، ياورى از سنّتهاى گذشته و نشانههاى خاموش شده دارم چرا كه آنها نيز با من هم ناله، همدرد و شريك غم و اندوهم هستند.
اگر شما زبان حال نمازها را با گوش دل بشنويد كه چگونه براى آن بزرگواران (شهيد كربلا) ناله مىكنند، و خلوتگاها چگونه مشتاقانه در انتظار آنها است، و مكارم و ارزشهاى والاى انسانى و اجتماعات، چگونه با اشتياق، جوياى حال آنها مىباشد، و چگونه محرابهاى مسجدها از فراق آنها گريان، و فرياد حاجتمندان به دسترسى از عطاياى آنها بلند است، (اين همه نالهها و فريادها) قطعا شما را غرق در اندوه كرده، و مىفهميدند كه در اين مصائب فراگير، تقصير كردهايد.
بلكه اگر اندوه و درهم شكستگى مرا مىديديد، و خلوت شدن مجالس و خالى شدن بهرههاى مرا از دورى آنها مشاهده مىنموديد، چنين تصوّرى دل صبور و استوار را به درد مىآورد، و اندوههاى سينهها را تحريك مىكرد. قطعا آن خانههايى كه به زندگى من حسد مىورزيدند، مرا مورد شماتت و سرزنش قرار مىدهند، و پنجههاى خطرها بر من چيره شده است.