غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٥ - گستاخى مرد شامى، سپس شهادت او
خدا ٦ با آنها چگونه رفتار كرد، تو هم با آنها همان گونه رفتار كن.»
گستاخى مرد شامى، سپس شهادت او
در اين ميان مردى از اهالى شام (كه در مجلس يزيد حاضر بود) نگاهى به فاطمه دختر امام حسين ٧ كرد، و آنگاه به يزيد گفت: «اى امير مؤمنان اين كنيز را به من ببخش.» فاطمه به عمّهاش زينب ٣ گفت: «ايتمت و استخدم، آيا يتيم شدهام، كنيز هم بشوم؟» زينب ٣ فرمود: «نه، به اين فاسق اعتنا نكن.» مرد شامى گفت: اين كنيزك كيست؟
يزيد گفت: اين فاطمه دختر حسين است، و آن عمّهاش زينب دختر على است.
مرد شامى گفت: منظور حسين ٧ فرزند فاطمه زهرا ٣ و على بن ابى طالب ٧ است.
يزيد گفت: آرى.
مرد شامى گفت: «اى يزيد! خدا تو را لعنت كند، عترت پيامبر ٦ را مىكشى و اهل بيت او را اسير مىكنى؟ سوگند به خدا من جز اين گمان نمىكردم كه اينها اسيران روم هستند.» يزيد خشمگين شد و به آن مرد شامى گفت: «سوگند به خدا تو را نيز به آنها (كه كشته شدهاند) ملحق مىكنم.» سپس به مأموران جلّادش فرمان داد كه گردن او را بزنند، اين فرمان اجرا شد. (و آن مرد شامى به شهادت رسيد)